شكار كردند . امّا از آنجا كه در مبادلهء تير ميان طرفين امكان چنين انتخاب و شكارى وجود دارد و در نبرد با شمشير چنين چيزى ممكن نيست مشركان با مشاهدهء اين وضعيّت چارهاى جز دست زدن به يك هجوم فراگير عليه مسلمانان نيافتند و بدين ترتيب حمله فراگير خود را آغاز كردند .
در اين هنگام رسول خدا ( ص ) نيز در اقدامى متقابل به سپاه خود فرمان داد همه با هم به صورت يكپارچه به مشركان حملهور شوند . او همچنين مشتى خاك برداشت و با آن به استقبال قريش رفت و آنگاه فرمود : « رويتان سياه باد » . پس خاك را به سوى آنان پاشيد و هيچ كس از مشركان از آسيب آن بىنصيب نماند . سپس به اصحاب خود فرمود : « به پيش ! » .
بدين ترتيب دو سپاه به يكديگر در آميختند و اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) از بالاى جايگاه ويژهء خود نظارت مىكرد و احساس مىنمود كه خداوند وعدهء خود را محقّق ساخته و مشركان را شكست داده و اين آيت تحقّق يافته كه « چون تير افكندى تو نبودى كه تير انداختى بلكه اين خداوند بود كه تير انداخت » « 22 » .
در اين هنگام سعد بن معاذ نيز شمشير به دست به همراه تنى چند از اصحاب در آستانه جايگاه ايستاده بود و همه از رسول خدا ( ص ) حفاظت و حراست مىكردند و از آن بيم داشتند كه دشمنان حملهء خود را متوجّه او سازند .
در صحنهء كارزار مسلمانان به كشتن يلان و سران مشرك قريش كه مردم را از دين خود باز مىداشتند پرداختند و گروهى از آنان را نيز اسير كردند و بدين ترتيب آسيب سختى به مشركان وارد آمد و دريافتند كه خواسته خداوند و ارادهء الهى چيره خواهد شد .
387 - اكنون توجّه به دو نكته در رخدادهاى اين نبرد شايسته توجّه است :
يك : رسول خدا ( ص ) در اين نبرد خويشاوندان خود و وظيفهء وفادارى با
هامش
( 22 ) - انفال / 17 .