آتش جنگ ادامه نمىيابد .
اين وضعيّت سپاه باطل است كه خود را در به هم ريختگى و فقدان اراده در صفوف آن نشان مىدهد ، فقدان ارادهاى كه ناگزير نتيجهاى جز شكست در پى ندارد .
ما مىگوييم اين رحمت خداوند و فضل الهى بر سپاه ايمان بود كه سپاه كفر را به گونهاى قرار داد كه در درون خود وسايل شكست و عوامل سرافكندگى خويش را بپرورد .
382 - اينك سخن را به سپاه مقابل ، سپاه برتر يعنى سپاه محمّد ( ص ) مىآوريم .
رسول خدا ( ص ) به جنگ مصمّم شده بود ، امّا جنگى كه انگيزهء آن به دست آوردن مال و ثروت و يا جلوهاى از جلوههاى دنيا نبود ، بلكه انگيزه آن بود كه دشمن خدا به رويارويى مؤمنان آمده و آنان ناگزير بودند تا به دعوت خدا و رسول او و اين مژده كه يكى از دو نيكى - يا پيروزى و به دست آوردن غنيمت و يا شهادت كه البتّه هر دوى آنها غنيمت است - را به دست خواهند آورند پاسخ مثبت دهند و وارد نبرد شوند .
هنگامى كه مشركان از طريق جاسوس خود وضعيّت مسلمانان را مشاهده كردند اين وضعيّت آنان را به وحشت انداخت در حالى كه آن مؤمنان سيصد و نه و يا به گفتهء ابن كثير سيصد و سيزده تن بودند .
علاوه بر اين خداوند مشركان را به آن اندازه اندك به مؤمنان نماياند كه مورد اعتنا قرار نمىگيرد و هيچ ترسى را به وجود نمىآورد . رسول خدا ( ص ) اين امر را در خواب ديده و مؤمنان نيز در صحنهء نبرد آنان را اين گونه مشاهده كرده بودند ، چنان كه خداوند مىفرمايد : « آن گاه كه خداوند آنان را در خواب به تو اندك نشان مىدهد و اگر آنان را بسيار به شما مىنماياند سست مىشديد و در كار نبرد اختلاف و نزاع مىكرديد امّا خداوند شما را [ از چنين امرى ناخوشايند ] در امان داشت و او
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: حسين صابري
ص٣٧٦