تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
اجازه دهيد كه آيا آنان گروهى در مخفيگاه و يا گروهى پشتيبان كه در پى آنان خواهد آمد ندارند » . بدين ترتيب وى همه دشت بدر را تا نقطه‌هاى خيلى دور طى كرد و چيزى نديده [ به ميان مشركان برگشت و ] گفت : « چيزى نيافتم » . البتّه او وضعيّت وحشت انگيزى را كه ديده بود براى آنان بيان كرد و توضيح داد كه معيار تعداد افراد سپاه نيست ، بلكه معيار قدرت اراده و آمادگى براى مرگ است . وى خطاب به سپاه قريش كه اينك آماده و در آستانهء نبرد بود گفت : « اى جماعت قريش ، گرفتاريهايى در پيش است كه مرگ را به ارمغان دارد . اينك شتران يثرب براى ما مرگ حتمى آورده‌اند . آنان مردمى هستند كه هيچ پناهگاه و هيچ سپر حفاظتى جز شمشيرهاى خود ندارند . به خداوند سوگند گمان نمىكنم كسى از آنان كشته شود مگر آن كه دست كم يك تن از شما را بكشد . بدين وصف اگر آنان تعدادى از شما را بكشند زندگى پس از آن ديگر چه خوشى و چه صفايى خواهد داشت ؟ تصميم خود را بگيريد » . حكيم بن حزام اين سخنان را شنيد و در پى آن در ميان سپاهيان به راه افتاد و نزد عقبة بن ربيعه رفت و به وى گفت : « اى ابو وليد ، تو بزرگ قريش و سرور و فرمانرواى اين قوم هستى ، آيا مايل نيستى كارى انجام دهى كه تا دنيا دنياست به نيكى از تو ياد شود ؟ » او گفت : « اى حكيم ، اين كار چيست ؟ » او پاسخ داد : « مردم را بر مىگردانى و خود مسؤوليّت همپيمان خود عمرو بن حضرمى را ( كه در سريّهء عبد الله بن حجش كشته شده بود ) به دوش مىگيرى » . او در پاسخ اظهار داشت : « تو در اين امر بر من گواه باش ، چرا كه آن همپيمان من بوده و ديهء او بر عهدهء من است » . بلافاصله در پى اين گفتگو عتبة بن ربيعه برخاست و چنين خطابه ايراد كرد : « اى جماعت قريش شما با اين كار خود كه با محمّد و اصحاب او بجنگيد هيچ كارى از پيش نبرده‌ايد و هيچ سود نبرده‌ايد چه ، به خدا سوگند ، اگر با او بجنگيد و وى را با اصحابش بكشيد براى هميشه هرگاه يكى از شما به ديگرى بنگرد از او نفرت