حدّاقل دليلى برتر از مستند اين امر مورد قبول عموم بر خلاف آن اقامه شود .
همچنين ما شاهد آنيم كه مردم مسلمان روز نيمهء شعبان را به عنوان روزى مبارك جشن مىگيرند . اين جشن و اين مباركى با اين سازگارى دارد كه همين روز روز تغيير قبله از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه هر دو مقدّس است باشد ، چه اين روز روز شادى رسول خدا ( ص ) نيز بود .
نكتهء قابل ملاحظه در اظهارات ابن كثير آن است كه وى مدت زمان ميان هجرت يا ورود پيامبر ( ص ) به مدينه و تغيير قبله را هيجده ماه دانسته و اين در حالى است كه اگر ما اين مدّت را از نيمهء ربيع سال اوّل يا دقيقتر از دوازدهم اين ماه تا نيمهء شعبان سال دوم حساب كنيم اين مدّت هيجده ماه نمىشود « 3 » و هفده ماه خواهد بود .
روزهء ماه رمضان
375 - ابن جرير طبرى روايت كرده است كه آن سان كه تغيير قبله در ماه رمضان صورت گرفت تشريع روزه نيز در اين ماه بود .
روايت شده است كه مسألهء تشريع روزه سه مرحله را طى كرد :
مرحلهء اوّل : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به مدينه آمد يهوديان را ديد كه روز عاشورا روزه مىگيرند . پس در اين باره از آنان پرسيد و آنان گفتند : « اين روزى است كه خداوند در آن موسى را نجات داده است » . آن حضرت در پاسخ آنان فرمود : « ما به موسى سزاوارتريم » . پس به همين سبب آن روز را روزه گرفت و مردم را نيز به روزه داشتن آن روز فرا خواند .
اين مرحلهء اوّل است و از روايت چنين فهميده مىشود كه روزهء تشريع شده
هامش
( 3 ) - البتّه گفتنى است كه اگر ما ورود رسول اكرم به مدينه را دوازدهم ربيع و تغيير قبله را نيمهء شعبان سال دوّم هجرت بدانيم ، هر چند ميان اين دو حادثه هيجده ماه كامل نخواهد بود امّا مسألهء تغيير قبله در ماه هيجدهم هجرت قرار خواهد گرفت . م .