حضرت به امر پروردگار خويش از اين اطّلاع داشت كه قبله قرار دادن بيت المقدّس و پشت به كعبه ايستادن مسألهاى موقّت است و سرانجام همان كعبه قبله و روى بدان جانب ايستادن نشانهاى حاكى از ميان رفتن دولت بتان و طهارت يافتن كعبه خواهد بود .
به همين سبب رسول خدا ( ص ) پيوسته به درگاه خداوند تضرع مىكرد تا زمان موعود و بازگشت قبله به جانب كعبه را نزديكتر سازد چرا كه بازگشت به جانب كعبه بازگشت به كعبهء ابراهيم پدر پيامبران الهى و نشانهاى حاكى از نصرت الهى و از ميان رفتن بتها در زمانى دور يا نزديك - هر چند در مقياس عمر سالها و ايّام روزگار چندان زياد نيست - بود .
رسول خدا ( ص ) به درگاه خداوند زارى مىكرد تا آنچه را كه شايد دور است نزديكتر سازد .
در اين ميان يهوديان نيز گمان مىكردند كه قبله قرار گرفتن مسجد الاقصى بدان معنى است كه محمّد ( ص ) خارج از پيامبران بنى اسرائيل نيست . اين گمانى باطل و پندارى نادرست بود كه در دل و انديشهء آنان جاى گرفته بود ، دل و انديشهاى كه نخست به خيالپردازى روى مىآورد و سپس آرزوها و تخيّلاتى بدان راه مىيابد و آنگاه عقيده پيدا مىكند ، به سان ديندارانى كه به دين نمىگروند مگر آن كه آرزوهاى آنان را برآورده سازد يا با آنها همسويى داشته باشد .
به هر حال مدّتى قبل از بدر بود كه زوال دولت بتها - كه در روز برپايى اين نبرد تحقق يافت - اعلام شد و خداوند اجازه و فرمان داد تا قبله به جانب كعبه تغيير يابد يا بهتر بگوييم - به جانب كعبه برگردد . چنين بود كه آيات خداوند بر پيامبر نازل شد كه « سبك خردانى از مردم خواهند گفت چه چيز آنان را از قبلهاى كه تاكنون داشتند برگرداند . بگوى شرق و غرب از آن خداست و هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند . بدين سان ما شما را امتّى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و رسول نيز بر شما گواه باشد . ما آن قبلهاى را كه بدان سوى مىايستادى جز براى آن
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: حسين صابري
ص٣٥١