خود را بر زبان آنان آشكار ساخت « و آنچه هنوز در دل نهان مىداشتند خطيرتر از اين اظهارات بود » « 46 » .
اين وضع همچنان بر پا بود و نزديك بود مجاهدان پاكباز مسلمان از اندوه اين كار خود جان بسپارند تا اين كه آيات ذيل نازل شد : « دربارهء ماههاى حرام و جنگ در اين ماههاى از تو مىپرسند . بگوى جنگ در اين ماهها كارى گران و سنگين است ولى بازداشتن مردم از راه خدا ، كفر ورزيدن به او و به مسجد الحرام و نيز بيرون راندن ساكنان حرم از آن در نزد خدا كارى به مراتب سنگينتر از آن است و فتنه [ و بازداشتن مردم از دين خود ] از كشتن بالاتر است . آنان هنوز نيز با شما مىجنگند تا اگر بتوانند شما را از دين خويش برگردانند » « 47 » .
اين آيات مايهء آرامش و آسودگى خاطر مؤمنان و در مقابل پاسخى قاطع و كوبنده به كافران و اعلام اين حقيقت بود كه كسانى كه خود حرمتهاى الهى را شكسته ، به خداوند و به مسجد الحرام كافر شده ، مردم را از راه خدا بازداشته و در خانهء امن الهى با مؤمنان جنگيدهاند حق ندارند دربارهء شكسته شدن حرمت ماههاى حرام سخن گويند .
علاوه بر اين در اين ماجرا به اين نكته نيز بايد توجّه داشت كه كسانى كه جنگ را آغاز كردند مشركان بودند زيرا نخست آنان بودند كه به مناطق اطراف مدينه تعرّض كردند ، هر چند به هدفى نرسيدند و از آن نواحى گريختند . امّا در عين حال آيا آنان انتظار داشتند و آيا اين صحيح بود كه مؤمنان آنها را به حال خود رها كنند تا ديگر بار هجوم خود را تكرار كنند ؟ پاسخ آن است كه به هيچ وجه مؤمنان نمىتوانستند مشركان را به همان حال رها كنند تا در درون خانههاى مسلمانان بر آنها حملهور شوند .
به هر حال : مسلمانان در اين سريّه كاروان تجارى قريش را در اختيار خود
هامش
( 46 ) - آل عمران / 118 .
( 47 ) - بقره / 217 .