قرار داشت ديدند از آنان و از رويارويى با آنان ترسيدند . اما چون عكاشته بن محصن را كه از افراد اين گروه بود مشاهده كردند كه سر خود را تراشيده [ بدين گمان كه آنان روانهء حج هستند ] از ناحيهء اين گروه آسوده خاطر شدند و با خود گفتند : « اينها قصد رفتن به عمره دارند از ناحيهء آنها خطرى تهديدتان نمىكند » .
از ديگر سوى با توجّه به اين كه آن روز آخرين روز ماه رجب بود و اين ماه در رديف ماههاى ذى القعده ، ذى الحجّه ، محرّم و در شمار ماههاى حرام قرار دارد ، افراد گروه عبد الله در اين باره با يكديگر به مشورت پرداختند كه آيا در ماه حرام به جنگ بپردازند يا آن كه امشب كاروان قريش را واگذارند كه در اين صورت آنان وارد محدودهء حرم خواهند شد و ديگر مسلمانان نخواهند توانست متعرّض آنان شوند و به همين سبب نيز نمىبايست همين يك شب باقيمانده از ماه حرام را صبر كنند .
نتيجهء اين مشورت به اتّفاق آرا آن شد كه وارد جنگ شوند . به همين سبب يكى از افراد سريّه حضرمى را هدف تير خود قرار داد و به قتل رساند . عثمان بن عبد الله بن مغيره و حكم بن كيسان را نيز به اسارت گرفتند و تنها نوفل بن عبد الله توانست از چنگ آنان بگريزد .
بدين ترتيب افراد اين گروه ، به همراه كاروان به غنيمت گرفته و اسيران خود ، به مدينه بازگشت و به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد .
جنگ در ماه حرام
370 - گروه اعزامى با كاروان غنايم و دو اسير خود به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و اين در حالى بود كه آنان در ماه حرام وارد جنگ شده بودند و رسول خدا ( ص ) كه بشدت مراقب و پايبند به حرمتها و قوانين بود از اين كار آنان احساس گناه مىكرد و به همين سبب فرمود : « من شما را به جنگ در ماه حرام فرمان نداده بودم » آن حضرت همچنين آن دو اسير را موقتا بازداشت كرد و از توزيع غنايم خوددارى ورزيد . اين كار و اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) آن مردم را پشيمان