تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
ساخت و پنداشتند كه خود را در مهلكه افكنده‌اند . در اين ميان حتى ديگر مسلمانانى كه در اين سريّه شركت نداشتند به سرزنش آن گروه پرداختند كه چرا آنان به جنگ دامن زده‌اند و آزمايش خوبى از خود نشان نداده‌اند . در مورد اسيران قريش نيز رسول خدا ( ص ) آزادى آنان را به تعويق انداخت تا سعد بن ابى وقّاص و دوستش به مدينه برگردند . وى پس از بازگشت آن دو اسيران را آزاد كرد . در پى اين رخداد موج تبليغاتى عليه رسول خدا ( ص ) به راه افتاد كه بيش از هر كسى مشركان مكّه و يهوديان مدينه به آن دامن مىزدند . مشركان قريش آشكارا به اين تبليغ مىپرداختند و البته آنچه عامل محرّك آنان براى اين كار بود حرمت مناسك و محرّمات نبود بلكه آنچه آنان را براى اين امر تحريك مىكرد كاروانى بود كه در مقابل آنچه آنان از مجاهدان مهاجر گرفته بودند از آنها گرفته شده بود و محرّك ديگر خشم و ناخشنودى آنان از اين بود كه مىديدند مسلمانان به قدرتى دست يافته‌اند كه مىتوانند به وسيلهء آن به تأديب آنها بپردازند و بالاخره آخرين محرّك آنان اين بود كه خود را در آستانهء وضعيّتى جديد مىديدند كه از هم اكنون طليعه‌هاى آن پديدار شده بود . بدين ترتيب مشركان مكّه چنين وانمود كردند كه آنان مدافع حرمتها و ارزشهايند و اين محمّد است كه حرمتهايى را كه آنان پاسدار آنند مىشكند ! آنها از ياد برده بودند كه چگونه خود ، مسلمانان را وادار به ترك عقيدهء اسلامى و آزار در اين راه مىكردند و حرمت بيت اللّه را شكسته بودند . آنها فراموش كرده بودند كه خداوند آزار ديگران را خواه در ماه حرام و خواه در ساير ماهها حرام كرده است . يهوديان نيز در اين ميان فرصتى مناسب براى تشّفى دادن به كينه و خشم نهان خود يافته بودند و به همين سبب سخنانى بر زبان مىآوردند كه از كينهء درونى آنان و از دشمنى ديرينه‌شان نسبت به اسلام حكايت داشت ، كينه‌اى كه در آغاز آن را پنهان مىكردند ، امّا سرانجام عليرغم همهء پنهانكاريها و بر خلاف ميل آنها اين كينهء نهان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 341 | حسين صابري / محمد أبو زهرة