مأموريّت خود شده است .
بر خلاف روايت احمد كه تعداد افراد را يكصد نفر مىداند ظاهر روايت ابن اسحاق آن است كه شمار اين گروه هشت تن بود . وى همچنين نام تمامى شركت كنندگان در اين سريّه را كه به سان ديگر سريّهها و غزواتى كه تاكنون بدان اشاره كردهايم ، همه از مهاجرين هستند و حتى يك نفر از انصار در ميان آنان وجود ندارد آورده است .
اين احتمال وجود دارد كه اين تعداد محدود از سوى رسول خدا ( ص ) و پس از مشاهدهء اختلاف از سوى آن حضرت مقرّر گرديده است ، اختلافى كه شايد همين تعداد فراوان افراد آن را سبب گرديده ، زيرا هر چه افراد [ بيشتر باشند زمينهء اختلاف بيشتر و ] هر چه كمتر باشند زمينهء اختلاف كمتر و اين در حالى است كه اختلاف مايهء هلاكت است .
البته روايت ابن اسحاق لزوما حاكى از اين نيست كه تعداد افراد اين سريّه حتما همان هشت نفر بودند و شمارشان از اين تجاوز نمىكرد ، زيرا مىتوان گفت اين هشت نفر كه از آنان نام برده شده به همراه تعداد ديگرى - نه چندان كم - در اين سريّه شركت داشتهاند .
ابن اسحاق در ادامهء روايت خود ماجرا را چنين بيان مىكند :
رسول خدا ( ص ) نامهاى براى عبد اللّه بن جحش نوشت و در اختيار وى قرار داد و از او خواست نامه را باز نكند مگر پس از آن كه دو روز راهپيمايى كند .
پس از آن در نامه مىنگرد و روانهء مأموريّتى مىشود كه آن حضرت به وى داده است . . . او نيز پس از دو روز راهپيمايى به همراه گروه خود نامه را گشود و در آن چنين ديد : « وقتى در اين نامهام نگريستى به راه خود ادامه ده تا در نخلستانى ميان مكّه و طايف فرود آيى و در آنجا در كمين و مراقبت قريش بنشينى و اخبار آنان را به دست آورى و به ما برسانى .
چون عبد اللّه اين نامه را خواند گفت : « به گوش جان شنيدم و فرمان بردم » . وى همچنين همراهان خود را از مضمون اين نامه آگاه ساخت و گفت :
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: حسين صابري
ص٣٣٨