[ گفتنى است كه در آن زمان ] هر كس چيزى از غنايم از دشمن مىگرفت از آن خود او بود .
به هر حال ما به سوى آن كاروان حركت كرديم و دوستان ما نيز به حضور رسول خدا ( ص ) برگشتند و آن حضرت را از آنچه گذشته بود آگاه كردند . در پى اين خبر آن حضرت خشمگين و در حالى كه چهرهاش سرخ شده بود برخاست و فرمود : « آيا به صورت گروهى از نزد من رفتيد و متفرّق برگشتيد ؟ ! تنها تفرقه همهء آن كسانى را كه قبل از شما بودند هلاك ساخت به زودى كسى را بر شما خواهم گماشت كه هر چند برترين فرد شما نيست اما پايدارترين فرد در مقابل گرسنگى و تشنگى است » .
اين روايت احمد است و در سند آن نيز كسانى وجود ندارند كه طعنى در مورد او [ از سوى علماى رجال ] سراغ داشته باشيم .
بيهقى در دلايل النبوه ماجراى فوق را شبيه به صورتى كه گذشت روايت كرده و البتّه به متن اين روايت چنين افزوده است كه رسول خدا ( ص ) جنگ آنان در ماه حرام را محكوم كرد .
به هر حال حديث فوق - خواه به روايت احمد و خواه به روايت بيهقى - حاكى از سه نكته است .
الف : پس از روشن شدن آيات و نشانههاى حقيقت جهنيّه اسلام آورد و آمادگى خود را براى يارى پيامبر ( ص ) اعلام كرد .
ب : مسلمانان در اين ماجرا هر چند قصد جنگ داشتند ، امّا با توجّه به دريافتن به ماه حرام در مورد اين كه به جنگ بپردازيد يا نه دچار ترديد شدند و عملا دست به نبرد نزدند .
ج : در همين زمان كاروانى از قريش در شرف آمدن بوده و شايد همين امر علّت اصلى اعزام اين سريّه را تشكيل مىداده است .
به هر حال وضعيّت روايت فوق كه دو امام حديث بر آن اتّفاق دارند هر چه كه باشد بدين حقيقت اشاره دارد كه اين سريّه تحت فرماندهى عبد اللّه بن حجش روانهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: حسين صابري
ص٣٣٧