مسلمانانى كه توان هجرت داشتند نيز راه هجرت در پيش گرفتند و براى حفظ دين خود كه آن را پذيرفته بودند خانه و كاشانه و اموال و ثروت خود را رها كردند .
اينها همه در حالى بود كه مشركان همچنان بر گمراهى و عناد خود اصرار داشتند و علاوه بر اين رسول خدا ( ص ) كسانى را در مكّه گذاشته بود كه ناتوان بودند و توان هجرت نداشتند و اينك از شديدترين شكنجههاى مشركان رنج مىبردند . اكنون آيا در چنين وضعى و با چنين وصفى اين مقتضاى رحمت بود كه اين گرفتاران در شكنجه همچنان در زندان شكنجه و آزار مشركان بىهيچ دادرسى رها شوند ؟ هرگز چنين نيست بلكه لزوما مىبايست كسانى كه آنان را آزار و شكنجه مىدهند عاقبت تلخ اين كار خود را بچشند .
از همينجا و از ديگر آيتى كه پيش از اين از آنها سخن گفته شد به اين نتيجه دست مىيابيم كه هدف و انگيزه جنگهاى صدر اسلام دفع ستم و تجاوز ، منع آزارهاى مستمر مشركان ، مجازات ستمگران و امنيّت برقرار كردن براى دعوت اسلامى بود تا ديگر هيچ فتنه و فشارى در راه دين نباشد و مردم براحتى بتوانند از آنچه مقتضاى دليل است پيروى كنند و از پيروى حاكمان ستمگرى سربرتابند كه آنان را تحت فشار قرار دادهاند و انواع خوراكيها و ستمها را بدانان روا مىدارند .
اين وضعيّت و اهداف و انگيزههاى نبرد در شبه جزيرهء عرب است كه در آن قريش جنگ عليه مسلمانان را آغاز كرد و سپس اين تجاوز ديگر طوايف و قبايل را نيز شامل شد ، آن هنگام كه همه در جنگ احزاب يا غزوهء خندق گردهم آمدند تا ريشهء اسلام را در مدينهء منوّره از بيخ و بن بركنند و در اين هنگام بود كه اين فرمان الهى نازل شد كه : « با همه مشركان بجنگيد آنسان كه آنان همه عليه شما مىجنگند » « 23 » .
امّا در مورد وضعيّت و انگيزهء جنگ با مشركان خارج از شبه جزيره بايد به اين حقيقت توجّه داشت كه رسول خدا ( ص ) به همهء پادشاهان و سران طوايف توسّط
هامش
( 23 ) - توبه / 36 .