در مقابل [ جنگ در ] ماه حرام و اين حرمتها با يكديگر برابر و در مقابل همديگر است » « 22 » .
در پرتو اين نصوص و [ در روال تاريخى حوادث صدر اسلام ] مشاهده مىكنيم كه تعرّض از سوى مشركان با ابزارهايى چون تعرّض به آزادى دينى و تلاش در بازداشتن مؤمنان از ايمان خويش آغاز شد و مسلمانان به مقابله با آن فرمان داده شدند .
گفتنى است كه اگرچه ما به دفع ستم و تجاوز فرمان داده شدهايم امّا در كنار آن دو فرمان سازندهء ديگر نيز متوجه ما شده است : نخست نهى از تجاوز است ؛ ما از هرگونه تجاوز بدين معنى كه ما از ورود به جنگ كسانى كه هنوز جنگى را با ما آغاز نكردهاند و مانع ادامهء حركت دعوت اسلامى و به پيش رفتن آن نشدهاند نهى شدهايم . فرمان ديگر نيز پرهيزگارى و خداترسى و پايبندى به ارزشها و فضيلتها [ در مراحل مختلف جنگ و بلكه در همهء مراحل زندگى ] است ، بدان معنى كه اگر آنها متعرّض ناموس ما شوند ما متعرّض ناموس آنها نمىشويم و اگر آنها كشتگان را مثله كنند ما كشتگان آنان را مثله نمىكنيم .
ما از مطالعهء سيره در مىيابيم كه چگونه رسول خدا ( ص ) سيزده سال تمام مردم را به خداوند و به ايمان دعوت فرمود و در طىّ اين سالهاى متوالى آزارهاى مشركان عليه او و مسلمانان ، بويژه مسلمانان بىپناه ادامه داشت و هيچكس جز عدّهاى اندك كه مشركان از شدّت برخورد آنها بيمناك بودند يعنى امثال حمزه و عمر از آن آزارها بىنصيب نماند ، هر چند تسليم اين آزارها نشدند و نسبة عقيدهء آنان سالم ماند .
رسول خدا ( ص ) خود نيز از اين آزارها در امان نبود و همانگونه كه قبلا آوردهايم در حال سجده ، زهدان شتر بر روى او افكندند و در شب هجرت نيز قصد كشتن آن حضرت را داشتند . اما آن رسول گرامى ( ص ) هجرت كرد و ديگر
هامش
( 22 ) - همان / 194 .