مواقع سپاه خود را به خويشتندارى و درنگ قبل از وارد شدن به صحنهء نبرد فرمان مىداد و از مؤمنان مىخواست در آرزوى جنگ نباشند ، چه اين كه جنگ مايهء گرفتارى دل و آسيب و از ميان رفتن جسم انسان است . آن حضرت به اصحاب خود مىفرمود : « در آرزوى رويارويى با دشمن [ صحنهء جنگ ] نباشيد و اگر نيز با آنان روبرو شديد از خود صبر و شكيبايى نشان دهيد » .
در رويارويى سپاه مسلمين با مشركان [ در هرجا كه بود ] رسول خدا ( ص ) دشمن را ميان انتخاب يكى از اين سه امر مخيّر مىساخت :
اسلام آورند .
پيمان دهند كه تجاوزى از ناحيهء آنان صورت نخواهد گرفت يا به اصطلاح امروز پيمان عدم تجاوز منعقد كنند .
و بالاخره آن كه به جنگ تن در دهند .
روشن است كه در صورت انتخاب راه دوّم از سوى دشمن ، اسلام از ناحيهء آنان امنيّت مىيافت و دعوت اسلامى مىتوانست با برخوردارى از امنيّت به راه خود ادامه دهد و مردم نيز بتوانند بىهيچ مانعى از نزديك با آن برخورد كنند و دلايل قانعكنندهء حقيقت در مقابل آنان قرار گيرد و از آن پس هركس راه هدايت در پيش گيرد به سود خود كند و هركس راه ضلالت خواهد به زيان خويش .
ما اگر به صحنهء كارزار رسول خدا ( ص ) وارد شويم اين دعاى رسول خدا قبل از شروع جنگ كه حاكى از احساس آن حضرت از يگانگى خداوند و يكسان بودن مردم و يكپارچه بودن بشريّت است توجه ما را به خود جلب خواهد كرد آنجا كه مىفرمايد : « پروردگارا ما بندگان توايم و آنان نيز بندگان تواند ، زمام ما و زمام آنان به دست توست [ پس ] پروردگارا آنان را شكست بده و ما را پيروز گردان » .
البتّه گفتنى است كه جزء اخير دعاى آن حضرت تنها بدان سبب است كه آنان با بازداشتن مردم از دين خود و انكار حق عليه آن و عليه آزادى و احترام عقايد و دين دست به تجاوز زدهاند [ و به همين علّت مستحقّ چنين نفرينى شدهاند ] .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: حسين صابري
ص٣٠٥