تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
در مورد عيسى نيز اگر وى به جنگى دست نزد شايد بدان سبب است كه براى وى جنگ تشريع نشده و دعوت او - از آنجا كه ميان آن تا بعثت رسول خدا ( ص ) حدود ششصد سال و اندى فاصله است و اين فاصله فاصلهء چندان درازى نيست - زمينه و مقدّمه‌اى براى دعوت محمّد ( ص ) بود . علاوه بر اين مكتب محمّد ( ص ) براى همهء جهانيان - اعم از زرد و سفيد و سياه و سرخ - بود و ناگزير مىبايست اقطار عالم را در نورد دو و با قدرت و صلابت به همهء سرزمينها برسد . روشن است كه چنين چيزى تنها با آمادگى كامل مسلمانان براى نبرد امكان‌پذير مىگرديد ، زيرا كه جهان در آن روز در زير سلطهء پادشاهان ستمگر و سران مستكبر قرار داشت . همچنين آيين محمّدى در بردارندهء اصولى مخالف و ناسازگار با وضعيّت حاكم بود و ستمگران آن عصر به همين سبب با آن حضرت جنگيده بودند و اينك ناگزير مىبايست قدرتى در مقابل ستم براى جلوگيرى از ادامهء آن به قدرت حق وجود داشته باشد و بدين ترتيب جنگ يا حدّاقل آمادگى براى آن ضرورتى گريزناپذير بود . گذشته از اينها كار مردم بر محور حق سامان نمىيابد مگر آن هنگام كه اصول و بنيادهاى مبتنى بر عدالت از قدرتى برخوردار باشد كه از آن حمايت و دفاع كند بىآن كه عليه ديگران ستمى را روا بدارد . اين در حالى است كه اسلام كه دين فضيلت است آيين ضعف و سر فرود آوردن در مقابل قدرتهاى ديگر نبوده ، بلكه آيين مقتدر و بازدارنده و از ميان برندهء هرگونه شر و نادرستى و مدافع خير است . در اين آيين چنين نيامده كه هركس بر گونهء راستت نواخت گونهء چپت را براى يك سيلى ديگر پيش آر ، بلكه در اين آيين چنين آمده كه « هركس بر عليه شما تعرّض و ستمى روا داشت با تعرّضى همانند آن با وى مقابله كنيد و از خدا پروا داشته باشيد » « 15 » .
هامش
( 15 ) - بقره / 194 .