غطفان و بدر اولى - خالى از هرگونه جنگ و درگيرى و تنها براى اعلام همين حقيقت صورت مىگرفت .
اما چون قريش قدرت مؤمنان را احساس كرد و سپاهى گران تشكيل داد و به سوى مدينه روانه داشت بىآن كه هيچ كاروانى تجارى پيشاپيش آن داشته باشد و از آنجا كه اين امر چنين نشان مىدهد كه آنان قصد جنگ داشتند ، عملا جنگ ميان مسلمانان و مشركان آغاز شد ، جنگى كه سپاه مهاجم آن را مشركان تشكيل مىدادند . از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) نيز نمىتوانست در داخل مدينه منتظر آن بماند كه مشركان با سپاه خود آن را مورد تاخت و تاز قرار دهند ، بلكه گريزى جز آن نبود كه آن حضرت به رويارويى آنان در خارج شهر بشتابد ، زيرا كه « هيچ مردمى در درون خانهء خود هدف جنگ و تاخت و تاز قرار نگرفتند مگر آن كه خوار و زبون شدند » « 13 » ، آنسان كه على ( ع ) - آن قهرمان جهاد و مبارزه كه پيامبر ( ص ) او را تربيت كرد و حكمت و حقايق ناب و روشنگر را به وى آموخت چنين فرمود .
در اينجا ممكن است كسى به طرح اين سؤال بپردازد كه چرا پيامبر اسلام ( ص ) به جنگ مىپرداخت . پاسخ چنين سؤالى آن است كه چنين چيزى در ميان پيامبران الهى تازگى نداشت ، زيرا كه موسى كه از پيامبران اولوالعزم است در طول دوران دعوت خود به جنگ پرداخت و بنى اسرائيل را نيز به ايمان و جنگ در راه آن فرا خواند اما آنان از اين دعوت سرباز زدند و خود را در خسارتى بزرگ افكنده ، در حالى كه خوارى و زبونى و ترس بر آنان حكم مىراند به موسى گفتند :
« تو و خدايت برويد و بجنگيد كه ما اينجا نشستهايم » « 14 » .
همچنين از توراتى كه در حال حاضر در دست يهوديان قرار دارد چنين استفاده مىشود كه موسى با برخى از پادشاهان جنگيد و سرزمين آنان را به سپاه خويش درنورديد و داوود و همچنين فرزندش سليمان نيز [ در راه دعوت خود ] جنگيدند .
هامش
( 13 ) - نهج البلاغه ، با مقدّمهء صبحى صالح ، خ 27 .
( 14 ) - مائده / 24 .