شامل مىشود . اين در حالى است كه به عقيدهء ما پيامبر ( ص ) هرگز اراده آن نداشت كه همهء افراد قريش را گرفتار قحطى و گرسنگى سازد ، زيرا همهء افراد اين طايفه بر آن آيين و روشى نبودند كه ابو جهل و ابو سفيان و كسانى از قبيل اين دو كه از همان آغاز موضع دشمنى با عقيدهء اسلامى را در پيش گرفتند و بر اين گمراهى و سركشى اصرار ورزيدند و بدان ادامه دادند آن را در پيش گرفته باشند . بلكه در ميان قريش كسانى نيز وجود داشتند كه دست به هيچ ستمى نزدند ، موضع سكوت و بىطرفى اختيار كردند و گرچه ايمان نياوردند امّا در صدد دشمنى با عقيدهء اسلامى نيز برنيامده بودند .
از ديگر سوى اين حقيقت روشن است كه مناسب اصول اسلامى نيست كه فرمانبرداران به جرم عصيانگران و يا بيطرفها به گناه شرآفرينها بسوزند ، بويژه آن كه در ميان قريش كسانى وجود داشتند كه بر اثر اجبار و اكراه سران مشرك و به ديگر عبارت اسير ارادهء آنان بودند و برخى نيز با مؤمنان و حتّى با پيامبر ( ص ) رابطهء مودّت و خويشاوندى داشتند و اين در حالى است كه اگر يك محاصرهء اقتصادى برقرار شود تنها گروه خاصّى را در بر نمىگيرد بلكه همه را شامل مىشود و كسانى را كه در اوج شرآفرينى و خصومت بودند در كنار كسانى كه موضع بيطرف اختيار كردهاند و حتى با مؤمنان دوستى و رابطه داشتند مشمول خود مىسازد با آن كه قرآن كريم مىفرمايد : « هيچكس بار مسؤوليّت كسى ديگر را بر دوش نمىكشد » « 9 » .
بنابراين به عقيدهء نگارنده هدف از اعزام اين سرّيهها محاصرهء اقتصادى قريش نبود ، بلكه هدف از آن رويارويى با سران قريش بود ، چه اين كه معمولا آنها مالك ثروتهاى كلانى بودند كه كاروانهاى مورد تعرّض آن را حمل مىكرد و نيز همين سران و سردمداران بودند كه مؤمنان را از خانه و كاشانه و دارايى خويش دور ساخته بودند و بنابراين اينك سزاى آنها بود كه از ناحيهء همين كسانى كه روزى آنها را از دارايى و ثروت خويش دور ساختهاند هدف تعرّض و
هامش
( 9 ) - انعام / 164 .