كوتاه سخن آن كه اين آيات بدان اشاره دارد كه هدف نبرد مسلمانان پس از دفع ستم و تجاوز حاكم كردن دعوت اسلامى و تحقّق بخشيدن به اين مهم است كه مردم - بىآن كه هيچ فشار و فتنهاى در كار باشد و وادار به پذيرش و يا ترك عقيدهاى شوند - به دين الهى درآيند .
از همين جا از آيات فوق بدين نتيجه دست مىيابيم كه انگيزهء جهاد در اسلام از اين دو ناشى مىشود :
الف : دفع ستم و منع فتنه ؛ آنسان كه مىفرمايد : « با آنان نبرد كنيد تا آن كه فتنهاى نباشد و دين و غلبه از آن خداوند باشد . اگر [ در اين ميان ] آنان از راه فتنه برگشتند و از آن دست كشيدند هيچ ستمى مگر بر ستمگران نخواهد بود » « 6 » .
بر اساس اين آيه هر تجاوزى با پاسخى متقابل روبرو مىشود و محمّد ( ص ) كه آيين حق را آورده است ارادهء ستم ديگران به طرفداران اين آيين را با سكوت و اجازهء ادامه يافتن آن پاسخ نمىگويد : بلكه ستم و تعرّض را با تعرّضى همانند آن دفع مىكند ، آنسان كه خداوند فرمود : « در راه خدا با آن كسانى كه با شما مىجنگند نبرد كنيد و البتّه ستم روا مداريد كه خداوند ستمكاران و تجاوزگران را دوست ندارد » « 7 » .
ب : امكانپذير ساختن و حاكميّت دادن به دعوت اسلامى : بدين طريق كه موانعى كه پادشاهان و حكّام ستمگر در راه پذيرش دعوت اسلام از سوى مردم به وجود مىآورند و يا آن را به تأخير مىاندازند از ميان برداشته شود . البتّه اين بدان معنى نيست كه ملّتها با زور شمشير وادار به پذيرش اسلام شوند ، بلكه مراد آن است كه زمينهاى به وجود آيد تا مردم با استفاده از آن بتوانند به دعوت اسلامى دست يابند و اسلام را بشناسند و پس از به دست آوردن اين شناخت از آنجا كه هدايت از گمراهى و حق از باطل جدا مىشود هركس مىخواهد ايمان بياورد و هر
هامش
( 6 ) - بقره / 193 .
( 7 ) - همان / 190 .