كردند پيامبر را به قتل برسانند و مؤمنان را نيز در جريان ماجراى دوّمين بيعت عقبه بكشند . بنابراين تعبير به جملهء « هدف جنگ قرار گرفتهاند » در اين آيه بيانگر آن است كه نبرد مؤمنان با مشركان در مقابل جنگى است كه از سوى آنان با آزار مؤمنان آغاز شده و اينك اين نبرد دفع آن آزارها و دفع فسادانگيزى در زمين است آنسان كه فرمود : « اگر بازداشتن برخى از مردم از سوى برخى ديگر نبود ، فساد بر زمين حكمفرما مىشد ، اما خداوند بر جهانيان فضل فراوان دارد [ و به همين سبب آنچه اين فساد را از بين مىبرد تشريع كرده است ] » « 4 » .
دو : آن كه خداوند بدان تصريح فرموده كه نبرد براى بازداشتن ستمگران از ستم و يا ادامهء آن مىباشد .
سه : آن كه مؤمنان بر حقّند و اگر نبردى از سوى آنان صورت گيرد دفاع از توحيد و ايمان بدان است و به عبارت ديگر نبردى است كه خود نوعى دعوت به سوى خداوند و نشأت گرفته از انگيزهها و عوامل شايسته و پسنديده است .
چهار : آن كه نبرد يا جهاد در راه خدا طريقهء دفع باطل است و اگر نبود فساد در زمين حكمفرما مىگشت و اگر نبود خداپرستى رواج نداشت و مساجد ، كنيسهها و كليساها و عبادتگاههايى كه در آن فراوان نام خدا برده مىشود ويران مىگرديد . بنابراين جهاد در حقيقت يارى خدا و حمايت از حق است و به همين سبب در ادامهء آيات فرمود : « خداوند هر كه را به او يارى دهد يارى خواهد كرد » « 5 » .
پنج : آن كه هدف نهايى كه در پى اين نبرد به دست مىآيد حاكميّت يافتن ارزشها و حقايق اسلامى است زيرا فرجام اين نبرد مقدّس حاكميّت يافتن كسانى است كه نماز به پاى مىدارند و زكات مىدهند . به عبارت ديگر نتيجهء جهاد آن است كه حقخواهان امكان آن يابند كه به گفتار و كردار مردم را به حق فرا خوانند و بدين ترتيب شريعت اسلامى استوار و حاكم گردد .
هامش
( 4 ) - همان / 251 .
( 5 ) - حج / 40 .