است ؛ كسانى كه اگر در زمين بدانان قدرت و سلطهاى دهيم نماز برپاى مىدارند زكات مىدهند و امر به معروف مىكنند و نهى از منكر مىنمايند و فرجام امور از آن خداست » « 1 » .
بدين ترتيب اجازهء نبرد داده و در جهاد گشوده شد . در اين آيات مبارك علّت اين امر ، نتايجى كه در پى آن خواهد بود و اين كه آن نتيجه خير و سعادت مىباشد بيان شده است . گفتنى است كه اسباب خير در واقع خير است هر چند در ظاهر ناخوشايند باشد چرا كه از سوى خداوند بعنوان راه حركت مسلمانان بيان شده و هرچه از سوى خداوند تعيين شود خير است ، آنسان كه مىفرمايد : « نبرد بر شما فرض گرديد با آن كه براى شما ناخوشايند است . چهبسا چيزى را خوش نداريد و همان برايتان خير است و نيز چهبسا چيزى را خوش بداريد در حالى كه همان برايتان شر است . خداوند مىداند و شما نمىدانيد » « 2 » .
در نخستين آيه پيش گفته كه در آن اجازهء نبرد به مسلمانان داده شده لطايفى ادبى وجود دارد كه با قرآن كريم - يعنى رساترين سخن در جهان انسانى - در تناسب و هماهنگى كامل است :
يك : آن كه هر چند در اين آيات اجازهء نبرد به مسلمانانى داده شد . امّا چنين چيزى مورد تصريح قرار نگرفته ، بلكه به مؤثّرترين عاملى كه مؤمنان را به جنگ و دفاع از خود وا مىدارد يعنى به اين كه در صحنهء جنگ از سوى دشمنان عليه آنان به پا شده تصريح شده است ، چه اين كه با كلمه « يقاتلون » كه در اين آيه آمده اين مطلب بيان شده است كه مشركان عملا با مسلمانان وارد جنگ شدهاند ؛ آنان را آزار دادهاند و تلاش كردهاند تا آنها را از دين خود برگردانند و مغلوب فتنهء خويش سازند . اين در حالى است كه « فتنه از كشتن هم بالاتر است » « 3 » . آنان همچنين تلاش
هامش
( 1 ) - حج / 41 - 38 .
( 2 ) - بقره / 216 .
( 3 ) - همان / 121 .