همهء و دوستان آنان دوستان همه محسوب مىشوند و همه در دفع دشمنان همدست و يار يكديگرند تا امنيّت همه به صورت يكپارچه تأمين شود . بر اساس اين پيمان ، هركس به گروهى يا فرقهاى از مردم مدينه حمله كند به همه مردم مدينه حمله كرده است . بىترديد اين بند از پيمان يهوديان را ملزم به تعهداتى مىكند ، چرا كه اين پيمان حقوقى در اختيار آنان قرار مىدهد و تكاليفى براى آنان معيّن مىكند و از آنجا كه حقوق و تكاليف هميشه داراى رابطهء متقابل با يكديگر است در صورتى كه يهوديان به پارهاى از تكاليف معيّن شده در اين پيمان عمل نكنند قطعا مقدارى از حقوق خود را نيز از بين بردهاند .
از آنجا كه ولايت و دوستى براساس اين پيمان به صورت يكپارچه اعمال مىشود ، درست نيست كه يهوديان بر خلاف آنچه در اين پيمان تصريح شده با دشمنان محمّد ( ص ) همكارى كنند .
[ در صحنهء عمل ] رسول خدا ( ص ) به مفادّ اين پيمان وفا كرد . اما آيا يهوديان نيز به آن وفا كردند ؟ رخدادهايى كه پس از اين زمان رخ داد به خوبى به اين پرسش پاسخ مىدهد و اين با توجّه به اين نكته مهم است كه التزام به اينگونه قراردادها يك مسألهء دو جانبه مىباشد و اگر يكى از طرفين در عمل آن را زير پا بگذارد ، حقوقى كه پيمان عهدهدار آن است نيز از ميان مىرود ، در اين ميان اگر اخلال به مفّاد پيمان در امور روابط خارجى يعنى مثلا در مورد برقرارى روابط دوستانه ميان يهوديان و مشركان عليه مسلمانان باشد موجب از ميان رفتن پيمان جوار [ و حالت شبه ذمّهاى ] كه يهوديان در جامعهء مدينه از آن برخوردار بودند مىشود و كسى كه پيمان وحدت و دوستى مشترك را شكسته ملزم است همزيستى در جامعهء مسلمانان را رها كند و از مدينه بيرون برود و متقابلا طرف ديگر نيز حق دارد او را به صورت دلخواه يا به اجبار از شهر بيرون كند و اگر طرف پيمانشكن از بيرون رفتن امتناع كند ، طرف مقابل حق دارد هر چند با كشتن پيمانشكنان امنيّت داخلى جامعه خود را تأمين كند ، چرا كه در وضعيّت مزبور آن كه قبلا طرف پيمان بوده به صورت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: حسين صابري
ص٢٧٦