شيپور بود در حالى كه بنا بر روايت ديگر آن حضرت دربارهء مسألهء كيفيّت اعلام نماز با مردم مشورت فرمود و آنان شيپور را پيشنهاد كردند ولى آن حضرت اين پيشنهاد را نپسنديد .
دو : در روايت ابن اسحاق چنين آمده است كه آن حضرت حتى اجراى طرح استفاده از ناقوس را آغاز فرمود در حالى كه روايت ديگر حاكى از آن است كه آن حضرت اصلا چنين كارى را نمىپسنديد .
به نظر نگارنده روايت ابن ماجه به مقام رسول خدا ( ص ) شايستهتر ، در مجموع مناسبتر و صحيحتر است و البته خداوند خود به حقيقت امور آگاهى دارد .
ابن اسحاق در ادامهء روايت خود پيرامون مسألهء اذان چنين مىگويد :
« در همين حال كه مسلمانان در انديشهء استفاده از ناقوسى بودند ، ناگاه عبد الله بن ثعلبة بن عبدريه « اذان » را در خواب ديد . پس نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : ديشب [ به خواب ديدم ] كه كسى مرا به طواف برد . در همان حال كه طواف مىكردم مردى كه دو لباس سبز بر تن داشت و ناقوسى در دست خود گرفته بود از كنارم گذشت من به وى گفتم : « اى بندهء خدا ، آيا اين ناقوس را مىفروشى ؟ » او گفت : « با آن چه مىكنى ؟ » گفتم : « به وسيلهء آن مردم را براى نماز فرا مىخوانيم » . وى گفت : « آيا دوست ندارى تو را به شيوهاى بهتر رهنمون شوم ؟ » گفتم : « آن شيوه چيست ؟ » گفت : « مىگويى اللّه اكبر اللّه اكبر اللّه اكبر اللّه اكبر ، اشهد ان لا إله الا اللّه ، اشهد ان لا ال الا اللّه ، اشهد انّ محمّدا رسول اللّه ، اشهد انّ محمّد رسول اللّه ، حىّ على الصلاة ، حىّ على الصلاه ، حىّ على الفلاح ، حىّ على الفلاح ، اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله الا اللّه » .
چون عبد اللّه بن زيد رسول خدا ( ص ) را از اين خواب آگاه ساخت پيامبر ( ص ) فرمود : « اين انشاء الله خواب حقّى است . پس برخيز و آن را به بلال آموزش بده كه صدايش از تو بلندتر است » .
هنگامى كه بلال اذان گفت عمر بن خطاب كه در خانه بود آن را شنيد . پس در حالى كه [ از شتاب ] دامن لباس خود را در پى مىكشيد و مىگفت : « اى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: حسين صابري
ص٢٧٩