اين را بدانند كه حكومت اسلامى با منافع مردم سازگار است . هنگامى كه از يكى از اعراب باديهنشين پرسيده شد كه چرا به محمد ايمان آوردهاى آن عرب - كه از انديشه و روح سليم برخوردار بود - در پاسخ گفت : « هيچ چيز نديدم كه محمد بگويد بكن و عقل بگويد نكن و هيچ كارى نديدم كه محمّد بگويد نكن و عقل بگويد بكن » .
دو : آن كه به سخنان كسانى پاسخ دهيم كه در مقابل خداوند به ناروا سخن مىرانند و مىگويند دين تنها براى عبادت است و كار دنيا را مردم خود سامان مىدهند ؛ اما ما بيان كرديم كه چگونه عبادت خداوند امرى فراگير و شامل اطاعت از همهء فرامين اوست و از جملهء اين فرامين آن كه از هر چه او حلال يا حرام دانسته و از هر چه او سازمان و نظامى براى آن معيّن فرموده است پيروى كنيم .
تجارب بشرى نيز اين حقيقت را اثبات و تأييد كرد كه مىبايست حكومتى اسلامى برپا شود كه از ستم جلوگيرى و حق و عدالت را در ميان مردم اقامه كند ؛ ما از عصرهاى بسيار دور شاهد حكومتهايى بودهايم كه ظهور كردهاند و حكومتهايى را نيز ديدهايم كه سقوط كردهاند و ديدهايم كه چگونه ملّتها در ميان حاكمان ستمگر و جنگ قدرت آنان به فراموشى سپرده و به تباهى كشانده شدهاند و به هر مقدار كه آن حاكمان سركشى و برترى طلبى داشتهاند به همان مقدار نيز ستمى فراگير و نه محدود و اندك وجود داشته است ؛ چه از عهد روميان تا ديگر اعصار رعاياى چنين حكومتهايى فداى جنگ و قدرتطلبى حكمرانان بودهاند .
قرآن كريم كه نظام حكومت در اسلام را سازمان داده است مردم را به آن فرا مىخواند كه خود [ در چهارچوب احكام الهى ] حاكم بر سرنوشت خويش باشند و [ از ديدگاه قرآن ] هر حاكمى اوّلا در مقابل خداوند مسؤول است و بايد احكام او را به اجرا در آورد و ثانيا در مقابل ملّتها مسؤول است كه نبايد آنان را در زير بار ستم خويش به ستوه در آورد و بر آنان سخت بگيرد مگر آن كه اين سختگيرى لازمهء اجراى حكم خداوند باشد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: حسين صابري
ص٢٥٦