است محدود و منحصر مىداند .
ح : جلب منافع و دفع مفاسد ؛
حكومت اسلامى كه قرآن اصول آن را بنياد نهاد و رسول اكرم ( ص ) آن را در صحنهء عمل به اجرا گذارد و پايههاى آن را استوار ساخت بر رعايت مصالح دنيوى و اخروى مردم و بر اساس قاعدهاى مبتنى است كه در قرآن كريم آمده است آنجا كه مىفرمايد : « در آنچه خداوند به تو داده است در پى سراى آخرت باش و البتّه بهرهء خويش از دينار را از ياد مبر و آنسان كه خداوند به تو نيكى كرده است نيكى كن و در پى فسادانگيزى در زمين مباش كه خداوند فساد انگيزان را دوست ندارد » « 18 » .
بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه مراعات مصالح اجتماعى و رسيدن به آن از اهداف اسلام است . البته در اينجا بايد به دو نكته توجّه داشت :
يك : منافعى كه در اينجا از آن سخن مىگوييم منافع عامّهء مردم در بالاترين حدّ ممكن است و دوّمين حال مصالح و منافع فرد نيز از بين نرفته و در ضمن منفعت عموم قرار گرفته است ، هر چند در جايى كه ضررى به منافع عامّه نداشته باشد و با آن در تعارض نباشد در كنار منافع عامّه قرار مىگيرد و شخص بدان مىرسد . امّا آنجا كه تعارضى در كار باشد و جمع ميان منافع فرد و منافع جامعه ممكن نگردد منافع عامّه مقدّم داشته مىشود و ضررى كه به فرد مىرسد اجتناب ناپذير مىگردد تا از وارد آمدن ضرر به عامّه جلوگيرى بهعمل آيد . به همين دليل اسلام جهاد را تشريع كرد و رسول خدا ( ص ) مردم را بدان تشويق و ترغيب فرموده است ، هر چند در آن ضررهايى شخصى بر مجاهدان كه سختى و درد نبرد را بايد بچشند وارد مىآيد ، چه زيرا اگر جهاد ترك مىشد تا به افراد ضررى نرسد كار به از ميان رفتن و هلاكت جامعه و سلطهء شر بر خير مىانجاميد .
دو : در اسلام تحقيق مصالح و منافع معنوى از طريق انجام تكاليف و پايبندى به حقوق و نيز تهذيب نفس ، همانند مصالح مادى و بلكه قويتر از آن ،
هامش
( 18 ) - قصص / 77 .