تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
است ، آنجا كه مىفرمايد : « خداوند دربارهء كسانى كه بر سر دين با شما نجنگيدند و شما را از سرزمين خود بيرون نراندند شما را از اين نهى نمىكند كه با آنان نيكى و بديشان عدالت ورزيد كه خداوند مجريان قسط و عدالت را دوست دارد . تنها خداوند دربارهء آن كسانى كه بر سر دين با شما جنگيدند و شما را از خانه‌هاى خود بيرون راندند و در بيرون راندنتان با يكديگر همدست شدند ، شما را از اين نهى مىكند كه آنان را به دوستى و سرپرستى خويش گيريد كه هركس از شما آنان را به دوستى گيرد از ستمگران خواهد بود » « 16 » . نيز در جاى ديگرى مىفرمايد : « هيچ مردمى را كه به خدا و رسول او ايمان دارند نمىيابى كه با آنان كه با خدا و رسول او به دشمنى و جنگ پرداخته‌اند رابطهء دوستى برقرار سازند » « 17 » . روايت شده است كه در دوران پس از صلح حديبيّه يك‌بار به رسول خدا ( ص ) خبر رسيد كه قريش گرفتار قحطى و خشكسالى شده است و آن حضرت به حاطب بن ابى بلتعه پانصد دينار داد و وى را روانه ساخت تا با اين پول گندم بخرد و در ميان فقراى قريش پخش كند . از ديدگاه اسلام حتّى در زمان جنگ مسلمين با ملّتى كه دولت حاكم بر آنها طرف جنگ است اما خود آنها وارد جنگ نشده‌اند قطع روابط نمىكنند و تنها رابطهء خود را با كسانى قطع مىنمايند كه در صحنهء جنگ حضور يافته‌اند و يا با در اختيار قرار دادن توان فكرى و انديشهء خود در خدمت جنگ يا با سازماندهى و انجام دادن كارها عملا وارد جنگ شده‌اند . تنها همين گروهند كه مصداق « كسانى كه با خدا و رسول او به دشمنى و جنگ پرداخته‌اند » خواهند بود . كوتاه سخن آن كه اسلام رابطهء دوستى را با هيچ ملّتى نمىگسلد ، بلكه آن را پيوسته برپا مىدارد و كسانى را كه مشمول قطع روابط مىشوند تنها در دايرهء همان گروههاى پيش گفته كه آن روابطى را مىگسلند كه خداوند به برپا داشتن آن امر كرده
هامش
( 16 ) - ممتحنه / 9 - 8 . ( 17 ) - مجادله / 22 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 251 | حسين صابري / محمد أبو زهرة