تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
كه هر انسانى بايد بتواند از زندگى با كرامتى برخوردار گردد بىآن كه حقّى از حقوق وى از او بازداشته و يا از او سلب شود . نيز بايد بتواند از همهء استعدادهاى خود در آنچه منافعى را براى او و يا گروهش در بردارد بهره‌ور شود و بالاخره آن كه بايستى براى هر انسانى اين فرصت فراهم گردد كه بتواند همهء توان خود را - اعمّ از تواناييهاى انديشه يا تن - به كار گيرد . البته عدالت اجتماعى لزوما به معنى از ميان بردن و محو كامل فقر نيست ، زيرا فقر و غنا دو واقعيت موجود در عالم هستى است و محو آن به صورت كامل آن‌گونه كه برخى از آن سخن گفته‌اند - ممكن نيست و آنچه در اين ميان مقتضاى عدالت اجتماعى است آن است كه تبعيض طبقاتى از ميان برود و ديگر گروهى از مردم نتوانند به حكم نژاد و طبقهء خود بر ديگران سلطه داشته باشند يا توانگرى دست ستم به سوى ناتوانى دراز كند و يا فقيرى را به صرف فقير بودنش به بردگى خويش گيرد . [ در سايهء عدالت اجتماعى ] بايستى زندگى مناسب و آميخته به كرامتى براى همهء مؤمنان فراهم گردد و حكومت اسلامى عهده‌دار امور ناتوانان شود تا اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) تحقّق يابد كه « هركس از خود ثروتى برجاى گذارد از آن ورثه‌اش و هركس عائله و نيازمندانى از خود بر جاى گذارد مسؤوليّت آن با من خواهد بود » . عدالت در گسترهء مفهوم خويش عدالت در روابط بين المللى را نيز در بر مىگيرد . اين جنبه از عدالت كه در تصريحات و اشارات قرآن كريم و در سيرهء عملى رسول اكرم ( ص ) تقرير و بيان شده مبتنى بر سه اصل است : اصل وفاى به عهد ، اصل مقابله به مثل - البته بىآن كه در هتك حرمت زنان و كودكان و قتل آنان و نيز هتك حرمت ناموس مسلمانان از سوى آنها با آنان مقابله به مثل شود ، چرا كه اين عدالت و فضيلت در گناه و جنايت مقابله به مثل نمىكند - و بالاخره اصل صلح بدين معنى كه اساس روابط مسلمانان با ديگران صلح و مسالمت است مگر
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 245 | حسين صابري / محمد أبو زهرة