تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
دانسته و آن را مظهر اسلام شمرده است . در اين‌باره روايت مىشود كه چون خبر دعوت رسول خدا ( ص ) به اكثم بن صيفى رسيد فرزندان خود را به حضور پيامبر ( ص ) فرستاد تا با دعوت او آشنا شوند و اطّلاعاتى از آن به دست آورند . در اين ملاقات آن حضرت اين آيه را برايشان تلاوت فرمود كه « خداوند به عدل و نيكى كردن و احساس به خويشاوندان فرمان مىدهد و از هر زشتى و نادرستى و سركشى نهى مىكند [ و ] شما را اندرز مىدهد شايد كه متذكّر گرديد » « 7 » . عدالت ورزيدن ، چه با دوستان و چه با دشمنان به صورت يكسان امرى مطلوب است و به همين سبب خداوند مىفرمايد : « هرگز كينه و دشمنى شما را بدان وادار نسازد كه عدالت نورزيد . عدالت كنيد كه اين به تقوا نزديكتر است » « 8 » . بنابراين مشاهده مىشود كه عدالت ، و حتّى با دشمنى كه مورد كينه و نفرت است به تقوا نزديكتر باشد . عدالت در مفهوم خود شامل عدالت در قانون نيز هست بدان معنى كه قانونى كه بر مردم حاكميّت دارد بايد اجراى آن نيز در مورد همه يكسان و همانند باشد ، نه در اجراى آن ناتوان در معرض تبعيض قرار گيرد و نه از توانگر در هر رفتار و كردارى كه دارد طرفدارى و جانبدارى شود ، بلكه بايد اساس آن بر مبناى « برابرى در اجرا » باشد . از همين روست كه پيامبر اكرم ( ص ) مىفرمايد : « همهء شما از آدميد و آدم از خاك و هيچ فضيلت و برتريى براى عرب بر عجم [ و عجم بر عرب ] نيست مگر به تقوا . [ امير مؤمنان على ( ع ) نيز به اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) اقتدا كرد آنجا كه فرمود : « ضعيف و ناتوان در نزد من عزيز است تا حقّ او را براى وى بازستانم و توانگر و قوى در نزد من ضعيف است تا حق را از او بگيرم » ] « 9 » . عدالت در مفهوم خود همچنين عدالت اجتماعى را در بر مىگيرد بدان معنى
هامش
( 7 ) - نحل / 90 . ( 8 ) - مائده / 8 . ( 9 ) - نهج البلاغه ، با مقدمه صبحى صالح ، خ 37 .