بود هرگز پيامبر هجرت نمىكرد و بدين خرسند بود كه در مكّه بماند و از مشركان بخواهد تا او را در آنچه مىپرستد ، آزاد بگذارند و او نيز آنان و آنچه را مىپرستند رها كند و چهبسا نيز مشركان چنين چيزى را مىپذيرفتند ، بويژه آن كه آنها از اخلاق نيكو ، صدق و راستى ، اصل و نسب درست و شرافت خاندان رسول اكرم ( ص ) آگاه بودند .
اما رسالت رسول خدا ( ص ) داراى آثار گستردهتر و فراتر از اين و حوزه عملى وسيعتر بود . ما سخن همان كسانى را كه مىگويند دين تنها نوعى رابطه ميان بنده و خداى اوست تكرار مىكنيم امّا اين « رابطه » را به گونهاى درست تفسير مىكنم آن را تعميم مىدهيم و مىگوييم اين رابطه تنها به نماز و روزه محدود نمىشود بلكه علاوه بر آن ، مهربانى ورزيدن با ديگر بندگان ، عدالت ورزيدن ميان آنها را شامل مىشود ، صرفنظر از اين كه از چه نژاد و داراى چه رنگى هستند تا آن كه مصداق اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) را ترسيم كند كه « هيچكس از شما مؤمن نخواهد بود مگر آن كه چون چيزى را دوست مىدارد تنها آن را به خاطر خداوند دوست داشته باشد » . بنابراين از ديدگاه اين تفسير هر كار نيكى كه صلاح جامعه در آن باشد اعم از عدالتى كه برپا داشته شود يا ستمى كه سركوب گردد و يا برابرى و مدارايى كه ميان مردم برقرار شود همه و همه اگر به قصد رضاى خدا صورت گيرد مصاديقى از عبادت يا همين « رابطه » است . از ديگر سوى هيچ مصلحى قادر بر اصلاح نيست مگر آن كه نيّت خويش را براى خداوند خالص سازد و سود رساندن به مردم را تنها براى خشنودى خداوند علىّ قدير بخواهد .
بنابراين كسانى كه مىخواهند عبادت خداوند را از خوب برخورد كردن با ديگران و تنظيم روابط و نوع برخوردها ميان مردم جدا كنند ، در حقيقت قصد آن دارند تا دين را از لوازم خود ، حقيقت را از آنچه بر آن مترتب مىشود و بالاخره مقدّمه را از نتيجه جدا سازند .
335 - [ در كنار حقيقتى كه يادآور شديم بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه ]
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: حسين صابري
ص٢٣٨