فصل شانزدهم نخستين جامعهء اسلامى
برپايى حكومت اسلامى
334 - پيامبر ( ص ) هجرت كرد و مكّه را ترك گفت ، جايى كه براى او دوستداشتنىترين سرزمين محسوب مىشد ، چرا كه مسجد الحرام در آنجا قرار داشت ، آنجا سرزمين نزول وحى بود ، كسان و خويشاوندان پيامبر ( ص ) در آنجا زندگى مىكردند و آثار ابراهيم در آنجا بود . اما او علىرغم همهء اينها به مدينه هجرت كرد و اين نبود مگر براى آن كه به امر پروردگار خويش در آنجا حكومت اسلامى برپا كند ، چرا كه وى تنها به هدف رهبانيّت و يا صرف جنبههاى معنوى در حيات انسان يا فقط براى تهذيب جانها نيامده ، بلكه به عنوان رحمتى بر همهء جهانيان مبعوث شده بود و ناگزير مىبايست براى تحقّق اين مهم حكومت حق برپا ، باطل نابود ، ستم منع و انسانيّت سامان داده شود ، تعاون و همكارى در ميان مردم گسترش يابد و همهء امتيازاتى كه برخى از انسانها را بر گردهء برخى ديگر سوار مىكند محو گردد و فساد از روى زمين رخت بربندد .
به اين سبب رسول خدا ( ص ) بدانجا هجرت كرد كه بتواند در آن دولتى مؤمن [ به خدا ] برپا كند كه از بدى باز مىدارد و مردم را در كار نيك مساعدت مىنمايد و راه آنان را به سوى چنين مقصدى مىگشايد . چنين است كه هر رسول صاحب مكتب ، براساس آن يك حكومت ايجاد مىكند . آنسان كه موسى به اقامهء