دوست داشتنىترين سرزمين به منظور بر پايى دولت اسلامى در آن بود ، اما ساكنان آن ديار امكان ادامهء دعوت در آنجا را به وى ندادند بلكه تلاش كردند تا او را به قتل برسانند و همين تلاش ناموفّق در كنار انكار و لجاجت و كفر آنها و رد كردن آيات الهى از سوى آنان سبب آن شده بود تا آن حضرت به مقصد سرزمينى ديگر براى برپايى حكومت اسلامى از مكّه بيرون رود .
از ديگر سوى مشركان يا دست كم گروهى از سركشان آنان دريافتند كه رسول خدا ( ص ) از خانه خارج شده و آن كه جاى او خوابيده على است و آنان بدين گمان كه در كمين پيامبر به انتظار موقع مناسب نشستهاند على را تحت نظر مىداشتهاند .
آنها تلاش كردند تا از على اطّلاعاتى در مورد مقصدى كه پيامبر ( ص ) به سوى آنجا رفته است به دست آورند ، اما بدين خواسته دست نيافتند . بنابراين راه ديگرى را در پيش گرفتند و به رديابى او و بررسى جاى پاى آن حضرت پرداختند تا از اين طريق دريابند كه وى كجا رفته است و در كنار اين اقدام نيز كسانى را روانهء كوچه و بازار و جاهايى كه در شهر و اطراف آن قرار داشت كردند تا وى را - خواه زنده و خواه مرده - نزد مشركان بياورند .
به هر حال ، مشركان در نتيجهء تعقيب خود و رديابى رسول اكرم ( ص ) به كوه ثور يعنى همان كوهى رسيدند كه آن حضرت در غارى در آن كوه بود ، امّا در اين جا آيتى ديگر از آيات الهى خود را نشان داد و عنكبوتى بر دهانهء آن غار تارى تنيد گويا كه از سالها پيش در آنجا بوده است . افزون بر اين ، دو كبوتر نيز بر دهانهء غار تخم گذاشتند .
اين دو حادثه از ديگر آيات و نشانههاى محسوس بر نبوّت رسول خدا ( ص ) بود ، هر چند آن حضرت براى اثبات نبوّت خود به آنها استناد نفرمود و تنها به قرآن كريم استناد و استدلال مىكرد . دليل اين امر نيز آن است كه قرآن معجزهء جاويد پيامبر ( ص ) تا روز قيامت و حجّت خداوند بر خلق خود در همه نسلها و همه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: حسين صابري
ص٢٠٦