سر آنان مىريخت و اين آيات را تلاوت مىفرمود كه « پس سوگند به قرآن كريم كه تو از فرستادگان خداوند بر [ دعوت مردم به ] راهى راست كه از جانب خداوند عزتمند مهربان فرو فرستاده شده هستى تا مردمى را هشدار دهى كه پدرانشان از اين پيش هشدار داده شدند و مردمى ناآگاه و غافلند . زمان تحقّق ارادهء الهى در مورد آنان فرارسيده است و آنان ايمان نمىآورند . ما بر گردنهاى آنها غل و زنجيرهايى نهادهايم كه تا چانههاى آنان را گرفته است و آنان لجام زدگانند . نيز از پيش روى آنان و از پشت سر آنان پردهاى بر ديدهءشان قرار داديم و آنان را پوشانديم . پس ايشان نمىبينند » . « 15 »
به هر حال ، رسول خدا ( ص ) از كنار مشركان گذشت و در حالى كه آنان او را نمىديدند اين آيات را بر آنان خواند .
البتّه خواه اين روايت كه مىگويد پيامبر ( ص ) آنان را مخاطب سخنان خود قرار داد صحّت داشته باشد و خواه صحت نداشته باشد اصل مسأله تغيير نمىكند و در هر حال مىگوييم حقيقت امر آن است كه رسول اكرم ( ص ) از كنار آنان گذشت ، اين آيات را تلاوت فرمود و بر چهرههاى آنان خاك افشاند و به سوى نقطهاى كه در آن ابو بكر قرار داشت روانه شد .
اما مشركانى كه توطئه قتل رسول خدا ( ص ) را در سر داشتند و براى اجراى اين توطئه بر در خانهء آن حضرت ايستاده بودند همچنان بر جاى خود به انتظار آن ماندند كه رسول خدا ( ص ) از خانه بيرون بيايد و آنان او را به قتل برسانند . اين وضعيّت ادامه داشت تا آن كه يكى از كسانى كه جزء آن جمع نبود و ظاهرا رسول خدا ( ص ) را بيرون از خانهء ديده بود به سراغ آنان آمد و گفت : « در اينجا به انتظار چه نشستهايد ؟ » گفتند : « در انتظار محمّد ( ص ) » . او گفت : « خداوند ناكامتان ساخت . به خداوند سوگند محمد از ميان شما از خانه بيرون رفت و علاوه بر آن هيچ يك از شما را نگذارد مگر آن كه بر سرش خاك افشاند و پس از آن در پى
هامش
( 15 ) - يس / 9 - 1 .