مشركين عليه آن حضرت و ناشى از اطمينان مردم و آگاهى آنان از راستگويى و امانتدارى آن حضرت بود .
به هر حال ، به سبب وجود همين امانتها پيامبر ( ص ) على ( ع ) را در مكّه به جانشينى خود گذاشت و نيز از وى خواست تا در بستر او بخوابد « 14 » .
رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : « در بستر من بخواب و اين برد حضرمى مرا روى خود بكش و زير آن بخواب كه هيچ امر ناخوشايندى به تو نخواهد رسيد » .
بدين ترتيب على ( ع ) - آن مؤمن راستين كه رسول خدا ( ص ) را باور داشت و آن دلاور مرد مقتدر و نيرومندى كه از مرگ در راه خدا هراسى به دل راه نمىداد - در حالى كه در آن زمان بيست و دو يا بيست و سه سال از عمرش مىگذشت در بستر رسول خدا ( ص ) قرار گرفت .
ابن اسحاق به سند خود از كعب قرطى روايت كرده است كه چون مشركان بر در خانهء رسول خدا ( ص ) گرد هم آمدند ابو جهل كه در جمع آنان بود خطاب به آنها گفت : « محمّد ( ص ) مدّعى است كه اگر از او پيروى كنيد پادشاهان عرب و عجم مىشويد و پس از مرگتان برانگيخته مىشويد و براى شما باغهايى چون باغهاى اردن قرار داده مىشود و اگر چنين نكنيد [ و پيروى او نباشيد ] مورد كشتار قرار خواهيد گرفت و پس از مرگ مبعوث خواهيد شد و به آتشى در خواهيد افتاد و خواهيد سوخت » .
اما در همين زمان بود كه رسول خدا ( ص ) از خانه بيرون آمد ، مشتى خاك بر گرفت و سپس فرمود : « آرى چنين مىگويم و تو نيز يكى از آنانى » . خداوند نيز ديدگان آنها را از ديدن او ناتوان ساخت و وى آن مشت خاكى را كه برداشته بود بر
هامش
( 14 ) - البته اين كه بگوييم وجود اين امانتها علت يا يكى از علل باقى گذاشتن على ( ع ) به جاى خود در مكّه از سوى رسولخدا ( ص ) بود سخنى ناروا نيست . اما اين با تحليل منطقى قضايا سازگارى ندارد كه همين امر را علّت آن نيز بدانيم كه على ( ع ) در بستر رسول خدا ( ص ) خوابيد . بنابراين بايد در پى يافتن علل و اسباب ديگرى براى اجراى چنين طرحى از جانب رسول اكرم ( ص ) و اين اقدام شجاعانهء امير مؤمنان بود . م .