تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
نيز همان كتاب الهى و واجبات و حدود الهى » . بدين ترتيب است كه مىگوييم خروج او از مكّه يعنى از دوست داشتنىترين نقطهء روى زمين براى آن حضرت براى دعوت به حق و اعتلا و سر بلندى آن و ورود آن بزرگ به مدينه نيز به مقصود يارى حق و اعتلاى آن و به عبارتى ديگر خروج او « خروجى راست و درست » و ورود او نيز « ورودى راست و درست » و هر دو مصاديقى از حق بود . [ مشركان در تاريكى شبى كه قصد اجراى توطئه خود را در آن شب داشتند گرد هم آمدند و خانهء رسول خدا ( ص ) را به محاصرهء خود در آوردند تا هنگامى كه آن حضرت از خانه خارج شود او را به قتل برسانند آنان در آغاز تلاش نداشتند به خانهء آنحضرت وارد شوند . سهيلى در بيان علّت اين شيوهء مشركان مىگويد : برخى از مفسّران علّتى را كه باعث شد مشركان على رغم آن كه براى كشتن رسول خدا ( ص ) آمده بودند و عليرغم آن كه ديوارهاى خانه كوتاه بود به خانهء آن حضرت يورش نبردند . در خبرى كه آنان آورده‌اند آمده است كه آنان يك بار قصد آن كردند به داخل خانهء آن حضرت حمله كنند ، اما در همين زمان صداى فرياد زنى از درون خانه برخاست و در پى آن يكى از مشركان به همراهان خود گفت : « به خداوند سوگند اين مايهء ننگ و ملامت در ميان اعراب خواهد بود كه دربارهء ما بگويند از ديوارهاى خانه‌اى بالا رفته‌ايم و امنيّت دختر عموهاى خود را از آنان سلب كرده‌ايم و حرمت ناموس خويش را شكسته‌ايم » . همين امر بود كه باعث شد مشركان بر در خانه توقّف كنند و در انتظار خروج رسول خدا ( ص ) از خانه بمانند . از ديگر سوى هنگامى كه خداوند پيامبر خويش را از توطئه آنان آگاه ساخت وى امانتها وديعه‌هايى از مردم مكّه در اختيار داشت ، كه در مكّه هيچ كس نبود كه كالاى گرانبهايى داشته باشد و در مورد حفظ آن نگران باشد مگر اين كه آن را نزد رسول خدا ( ص ) مىگذاشت و اين عليرغم شدّت دشمنى و كينه توزى سران