ليكن آن پيرمرد نجدى اظهار داشت : « اين نظر درستى نيست . اگر آن گونه كه مىگوييد او را زندانى كنيد دعوت و فرمان او از پشت ديوارهاى زندان به ميان اصحابش خواهد رسيد و در چنين صورتى نزديك است كه بر شما يورش برند و اين زندانى را از چنگ شما در آورند و سپس به كمك دعوت او شمار آنان بر شما فزونى يابد تا آنگاه كه بر شما چيره شوند . بنابراين ، اين نظر نظر پسنديدهاى نيست .
چارهاى ديگر بينديشيد » .
در اين هنگام يكى ديگر از مشركان گفت : « او را از ميان خود مىرانيم و از سرزمين خويش تبعيد مىكنيم . زيرا - به خداوند سوگند - اگر او از ما دست بردارد و از ما دور شود و ما از او آسوده شويم و كار خويش را چون گذشته سامان دهيم و وحدت و الفت خود را به همان وضع نخست برگردانيم بر ايمان هيچ اهميّتى ندارد كه او كجا برود و كجا سكونت گزيند » .
اما باز هم همان مرد نجدى گفت : « اين نيز نظرى پسنديده نيست . آيا شما نيكى گفتار و شيرينى سخن او و چيرگى او بر دلهاى مردمان را به كمك آنچه مىآورد نمىبينيد ؟ به خداوند سوگند ، اگر اين كار را انجام دهيد هيچ از اين ايمن و آسوده خاطر نخواهيد بود كه او در ميان يكى از محلّات عرب ساكن شود و آنگاه به شيوايى گفتار و شيرينى سخن خويش بر آنان چيره گردد و آنها نيز در آنچه وى مىگويد پيرو او شوند و پس از آن او با سپاهى كه از آنان تشكيل مىدهد به سوى شما حركت كند و سرزمين شما را به زير گامهاى آنان برد و حاكميتتان را از دستان شما خارج سازد و آنگاه با شما هر چه خود مىخواهد انجام دهد . بنابراين ، مناسب است چارهاى ديگر بينديشيد » .
در اين هنگام ابو جهل بن هشام گفت : « به خداوند سوگند ، من دربارهء او نظرى دارم كه گمان نمىكنم تاكنون شما بدان راه يافته باشيد » . گفتند : « اى ابو الحكم ، آن نظر چيست ؟ » . گفت : « بر اين عقيدهام كه از هر قبيلهاى جوانى رادمرد ، معتدل و مناسب در اختيار گيريم و سپس شمشيرى برنده در اختيار هر يك
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: حسين صابري
ص١٩٥