تنها مانع هجرت حمزه نمىشد بلكه از آن استقبال مىكرد تا وى با هجرت به مدينه در كنار برادرزادهاش محمّد ( ص ) باشد و او را يارى دهد .
به هر حال هيچكس از مسلمانان نيست كه در تاريخ چنين ثابت شده باشد كه قبل از رسول خدا ( ص ) هجرت نكرد ، جز على ( ع ) و ابو بكر ، امّا على ( ع ) به همراه پيامبر در مكّه ماند و بنا بر آنچه در تاريخ ثبت شده است به دستور رسول خدا ( ص ) مبنى بر اين كه در شهر مكه بماند و امانتهايى را كه نزد آن حضرت بوده به مردم بازگرداند در مكّه ماند و پس از آن حضرت هجرت كرد . ابو بكر نيز مشغول فراهم آوردن مقدّمات هجرت بود و رسول خدا ( ص ) از وى خواست تا در مكّه بماند و نيز گاه در فرمودههاى خود اشارات و كناياتى بدين مسأله داشت كه او ممكن است همراه وى در طىّ اين سفر باشد .
ابن اسحاق در سيرهء خود در همين مورد مىگويد :
رسول خدا ( ص ) پس از آن كه اصحاب مهاجر او مكّه را ترك گفتند به انتظار اجازهء خداوند براى هجرت در اين شهر ماند و به استثناى كسانى كه زندانى و يا وادار به ترك دين خود مىشدند هيچكس جز على بن ابيطالب ( ع ) و ابو بكر بن ابى قحافه نماند . ابو بكر در موارد زيادى از رسول خدا ( ص ) اجازه هجرت خواست ، اما هربار پيامبر به وى مىفرمود : « شتاب مكن شايد خداوند براى تو همراهى قرار دهد » و ابو بكر نيز مشتاق آن مىشد كه رسول اكرم ( ص ) همراه و او همراه آن حضرت باشد » « 8 » .
به هر حال رسول اكرم ( ص ) از همان زمان كه در عقبهء منى با اوس و خزرج ملاقات كرد و نخستين بيعت عقبه تحقق يافت آنسان كه همين بيعت نشاندهندهء آن است خود را براى هجرت آماده مىكرد سپس دوّمين بيعت عقبه كه پيمان پناه دادن رسول خدا ( ص ) از سوى آن مردم و يارى رساندن به او بود منعقد شد و اين خود دليلى ديگر است بر اين كه او عزم و ارادهء هجرت داشت . در پى اين دو رخداد پيامبر ( ص ) به مردم اجازه و يا فرمان داد كه به مدينه هجرت كنند و آنان نيز ، خواه در
هامش
( 8 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 175 .