براى حفظ دين خود از مكه هجرت كردند و در سايهء [ حكومت ] الهى و نه حاكميت جز او قرار گرفتند . انصار نيز همان كسانىاند كه در پيشتاز بودن در طريق اسلام پشت سر مهاجران قرار مىگيرند . آنان آنسان كه دلهاى خويش را بر مهاجران گشودند سرزمين خود را نيز بر روى آنان گشودند و آنها را بر خود برگزيدند .
بدين ترتيب افتخار مقام نخستين در مسابقه گرويدن به رسول خدا ( ص ) از آن مهاجران و افتخار رتبهء دوّم از آن كسانى است كه به نيكى از گروه نخست پيروى كردند و بنابراين گروه نخست افتخار پيشتازى و گروه دوّم افتخار پيروى را از آن خود ساختهاند .
ضرورت هجرت پيامبر ( ص )
321 - مسلمانان بتدريج به صورت گروهى و فردى ، پنهانى مهاجرت مىكردند و البتّه عدّهء معدودى نيز اين كار را به شكل آشكار انجام مىدادند ، آنسان كه عمر اين كار را انجام داد و هجرت خود را علنى ساخت و حتّى مشركان را در صورتى كه قصد ممانعت او را داشته باشند به مبارزه طلبيد . بىترديد از ديگر مردان صاحب قدرت كسانى چون حمزه سيد الشهداء نيز بودند كه هجرت خود را مخفيانه انجام نمىدادند ، چه اين كه كسى چون حمزه با آن ايمان و هيبت و قدرت خويش اهل آن نبود كه قصد خود را مخفيانه عملى سازد ، بويژه آن كه خاندان او بنى هاشم و در رأس آنان عبّاس بن عبد المطلب هرگز به خود اجازه نمىدادند مانع ارادهء حمزه شوند يا با هجرت او موافق نباشند در حالى كه عباس خود هجرت رسول خدا ( ص ) را پذيرفته بود ، آنگونه كه خطبهء وى در هنگام عقد پيمان دوّم عقبه حاكى از اين امر است زيرا كه مفادّ اين پيمان پناه دادن مردم مدينه به رسول اكرم ( ص ) و يارى رساندن به او از سوى آنان بود و چنين پيمانى كه لازمهاش سفر هجرت پيامبر ( ص ) به مدينه بود در حضور و با رضايت عبّاس صورت گرفت . علاوه بر اين ما حتى اگر با تصوّر عقلى و منطقى قضايا در اين ماجرا همسو شويم خواهيم گفت عباس نه