خزرج بودند يا نه ، چه برخى روايات حاكى از آن است كه ابو الهيثم از قبيلهء اوس در ميان اين گروه بود .
به هر حال ، اين گروه [ براى آن مردم ] هيأت خير و حق و راستى بود ، چه آنان هنوز به مدينه باز نگشتند كه به سخن گفتن از رسول خدا ( ص ) و دعوت او پرداختند تا آنجا كه نام او و دعوت او همه جا را گرفت و در همه جا گسترد و در ميان مردم يثرب بر سر زبانها افتاد . در اين ميان كسانى از اين مردم بودند كه به مجرد ذكر نام پيامبر و دعوت حق بدان ايمان مىآوردند و هيچ برهانى براى آن نمىجستند چرا كه اين دعوت به يگانهپرستى و توحيد بود و به ذات خود صادق . آنان نيز اين را مىدانستند و به اين ايمان داشتند كه خداوند بتنهايى خالق آسمانها و زمين است . به عبارت ديگر آن مردم يكسره از خداوند بىاطّلاع نبودند ، بلكه در ميان آنها باقيماندههايى از ديانت ابراهيم برجاى بود و افزون بر آن ، يهوديان نيز در ميان ايشان مىزيستند و اين حقيقت را يادآورشان مىگرديدند كه در مكّه پيامبرى مبعوث شده است . بدين ترتيب ، دعوت به خداوند در ميان چنان مردمى با استقبال و پاسخ مثبت روبرو مىشد و هيچ لجاجت و سرسختيى در مقابل آن نبود .
اينگونه بود كه پيش از آن كه پيامبر ( ص ) وارد مدينه شود و پيش از آن كه فرستادهاى بدانجا گسيل دارد تا اسلام را بدانان بياموزد و قرآن را بر آنها تلاوت كند اسلام در مدينه گسترده شد تا آنجا كه ابن اسحاق به سند پيوسته خود مىگويد : هيچ خانهاى از خانههاى انصار نماند مگر آن كه در آن نام و يادى از رسول خدا ( ص ) بود . مردم همه از آن آگاهى داشتند و اجمالى از دعوت او را مىدانستند و آمادهء بيعت شده بودند .
عقبه اولى يا نخستين بيعت
311 - نداى دعوت محمّدى در گوشه و كنار شهر يثرب طنينانداز شد و مردم همهجا از آن سخن مىگفتند ، البته نه بهسان كسانى كه بر سر به دست آوردن