آنان مىزيستند . يهوديان اهل كتاب و آن مردم مشرك و بتپرست بودند و يهوديان كه سرزمين مردم يثرب را در اشغال خود گرفته بودند هنگامى كه ميان آنان و مردم مسألهاى در مىگرفت مىگفتند : اينك پيامبرى مبعوث شده كه زمان او فرا رسيده است و ما از او پيروى خواهيم كرد و در كنار او شما را بهسان قوم عاد و ثمود خواهيم كشت » « 15 » .
اين ملاقات و گفتگو در حالى صورت مىگرفت كه چند نفرى كه پيش از آن به مكّه آمده و طعم شيرين اسلام را چشيده بودند ، زمينههاى انديشهء اسلامى را در ميان آنان به وجود آورده بودند و به همين سبب نيز هنگامى كه رسول خدا ( ص ) با اين گروه سخن گفت و آنان را به اسلام فرا خواند ، گفتههاى يهوديان را در جمع خود به ميان كشيدند و يادآور شدند و آنگاه به همديگر گفتند : « اى مردم ، به خداوند سوگند مىدانيد كه اين همان پيامبرى است كه يهوديان شما را به آمدن او تهديد مىكردند نكند كه آنها در گرويدن به او بر شما پيشى گيرند » .
آنان به همين دليل به دعوت رسول خدا ( ص ) پاسخ مثبت و او را مورد تصديق قرار دادند آنها دوست داشتند اسلام در ميان ايشان حاكم شود و خاندانشان حق را بشناسند و اسلام راه آنان به سوى خير و سعادت گردد . بدين سبب به رسول خدا ( ص ) پاسخ دادند كه « ما خاندان خويش را در حالى پشت سر گذاشتهايم كه در ميان هيچ قومى به اندازهء آنان كينه و جنگ و دشمنى وجود ندارد و شايد خداوند آنان را بر گرد تو متجمّع سازد كه هيچكس عزيزتر از تو نيست » .
بدينسان اين گروه به دعوت الهى پاسخ مثبت دادند . « 16 »
كتب سيره نامهاى اين گروه را - كه همه از خزرج بودند - يادآور شدهاند . البته روايت در اين اختلاف دارد كه آيا آنان شش نفر بودند و يا هشت نفر و آيا همهء آنان از
هامش
( 15 ) - به نقل از البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 148 و 149 . 16
( 16 ) - آنچه در اين سطور گفته شد سياق تاريخى اين ماجرا و بدانگونه است كه ابن هشام ، ابن كثير ، سهيلى ، ابو نعيم و صاحبان صحاح ستّه در كتب خود آوردهاند .