تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
[ يعنى اسلام ] گشوده بودند .

آغاز اسلام انصار

310 - از اين پيش گفتيم كه نفوذ اسلام به يثرب و گرويدن مردم بدان در ابتدا به صورت فردى بود و افراد يك‌يك و جداى از همديگر به اين دين در مىآمدند و پس از آن كم‌كم به صورت گروهى ، دسته‌اى در پى دستهء ديگر اسلام آوردند . افرادى كه قبل از اسلام آوردن دسته‌جمعى ، اسلام آورده بودند در ميان خاندان خود نعمت اسلام را يادآور مىشدند و آنها را با آن آشنا مىساختند اين در حالى بود كه آنان هيچ دشمنيى نسبت به خاندان پيامبر نداشتند كه رقابت بر سر به دست آوردن مناصب و يا حسد آن را در دل خويش پنهان ساخته و يا كينه‌اى ديرينه عليه خاندان او آن را برانگيخته باشد . بدين ترتيب زمينه‌هاى شناخت حق و موجبات پيروى از آن در ميان آنان پديدار گشت ، بىآن كه مانعى در كار باشد ، كه سد راه ايمان به خداوند شود و پرده‌اى از كينه و دشمنى بر دلها مىافكند و مانع از آن مىشود كه نور حق بدان راه يابد و آن را روشن سازد . در مراسم حجّى كه در پى نبرد بعاث برپا شد رسول اكرم ( ص ) كه در اين موسم در سرزمين منى خود را بر قبايل عرب عرضه مىكرد و به سراغ آنان مىرفت ، با گروهى از خزرج ملاقات فرمود . ابن اسحاق در سيرهء خود در اين‌باره مىگويد : « چون رسول خدا ( ص ) با آنان ملاقات كرد پرسيد : « شما كه هستيد ؟ » . گفتند : « افرادى از خزرج » فرمود : « از همان پناه‌دهندگان يهود ؟ » گفتند : « آرى » . فرمود : « آيا نمىنشينيد تا با شما سخن گويم ؟ » پاسخ دادند : « چرا » . پس در كنار رسول خدا ( ص ) نشستند و آن حضرت ايشان را به خداوند دعوت فرمود و اسلام را به آنان ارائه فرمود و آياتى از قرآن بر آنها تلاوت كرد . گفتنى است كه آنچه خداوند براى اين مردم دربارهء اسلام [ و مهيا شدن زمينه‌هاى پذيرش آن از سوى آنها ] به وجود آورده ، آن بود كه يهوديان در سرزمين