تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

نبرد بعاث

309 - بعاث نام محلى در [ نزديكى ] مدينه است كه اوس و خزرج در آنجا به نبرد با همديگر پرداختند ، نبرد بزرگى كه در آن خونهاى فراوانى ريخته شد و بسيارى از اشراف و بزرگان اوس - خزرج به قتل رسيدند تا آنجا كه به گفتهء ابن كثير از شيوخ و بزرگان آنان تنها عدّهء اندكى باقى ماندند و بدين‌سان جنگ آنان را در چنگهاى خود بشدّت فشرد . اين نبرد بلافاصله پس از بازگشت [ فرستادگان ] اوس از مكّه صورت گرفت سفرى كه در طىّ آن رسول خدا خود را بر آنان عرضه داشته و يكى از جوانان آن گروه به وى پاسخ مثبت داده اما رئيس گروه او را از اين كار بازداشته بود . اين حقيقتى است كه در بسيارى از موارد شدت و سختى نورى را در دل به وجود مىآورد و گويا در اثناى برخورد اقوام و گروهها با همديگر و نبرد و خونريزى ميان آنها پرتوى روشنگر خود را نشان مىدهد ، آن‌گونه كه در برخورد و شيئى با بارهاى مثبت و منفى جرقّه‌اى مىجهد و نورى به وجود مىآيد . از ديگر سوى ، ماجراى بعاث در زمانى ميان آنان روى مىداد كه مدّتى قبل از آن رسول خدا ( ص ) آگاهان و فرستادگان يثرب را به انديشيدن دربارهء آنچه آورده فرا خوانده بود و آنان سابقهء ذهنى اندك و ظاهرى از بعثت او داشتند و بدين ترتيب [ با نتايجى كه طرفهاى ديگر در اين نبرد بدان رسيدند ] اين نبرد آغازى بود بر گرويدن گروهى مردم يثرب به رسول خدا ( ص ) در حالى كه از اين پيش به صورت فردى به او مىگرويدند . بخارى در الجامع الصّحيح به سند خود از عايشه روايت مىكند كه گفت : « نبرد بعاث نبردى بود كه خداوند آن را به رسول خود تقديم كرد ؛ چه ، آن حضرت زمانى وارد مدينه شد كه اجتماع و وحدت بزرگان و سران آنان بر هم خورده ، جنگاورانشان به قتل رسيده » ، داغ جنگ بر سينه‌هاى آنان نهاده شده بود و كسانى كه اين داغ را بر دل داشتند جوياى صلح و آرامش بودند و دلهاى خود را بر نعمت الهى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 154 | حسين صابري / محمد أبو زهرة