مىخواستند ، رسول خدا ( ص ) آنان را به خداوند دعوت كرده و آياتى را قرآن كريم بر آنان تلاوت فرمود . آنها چون قرآن را شنيدند ، اشك از ديدگاه نشان سرازير گشت و سپس به دعوت الهى پاسخ مثبت دادند و بدان ايمان آوردند و آن را تصديق كردند و از طريق اين آيات با حقايقى آشنا شدند كه در كتب دينى خود دربارهء دعوت او از آن سخن گفته شده بود .
هنگامى كه آنان پس از ايمان آوردن به رسول خدا ( ص ) از حضور ايشان برخاستند ، گروهى از قريش - و در رأس آنان ابو جهل - بر سر راه آنها قرار گرفتند و با اظهار سخنانى نادرست و گناهآلود خطاب به اين مسيحيان گفتند :
« شما چه بد فرستادگانى هستيد ! كسانى از همدينانتان كه پشت سر شمايند شما را [ براى تحقيق ] روانه مىكنند تا [ پس از تحقيق ] به ميان آنان برگرديد و خبر اين مرد را بر ايشان ببريد ، اما شما هنوز در حضور او مستقر نشده بوديد كه دين خود را رها كرديد و او را در آنچه مىگويد مورد تصديق و باور قرار داديد . ما هيچ فرستادگانى و پيكهايى احمقتر از شما سراغ نداريم .
آن مسيحيان در پاسخ گفتند : « سلام بر شما ، ما جاهلانه با شما همسخن نمىشويم . آنچه ما بر آنيم براى خودمان و آنچه شما برآنيد براى خودتان ، اما هيچ خيرى را از خود دريغ نمىداريم » .
خداوند در قرآن كريم - البتّه تحت عنوان اوصافى عمومى براى اهل كتاب - به ماجراى اين گروه اشاره كرده است ، آنجا كه مىفرمايد : « كسانى كه پيش از قرآن به آنان كتابى داديم ، همانان به آن ايمان دارند و چون بر آنان تلاوت شود گويند بدان ايمان آورديم . آن حق است و از جانب پروردگارمان و ما قبل از آن مسلمان بودهايم . اينان كسانىاند كه به سبب صبرى كه از خود نشان دادند ، دوبار پاداش به ايشان داده مىشود . آنان بدى را با نيكى پاسخ مىگويند و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند . آنان چون لغو و بيهوده بشنوند از آن روى برتافته و گويند كردار ما از آن خودمان و كردار شما از آن خودتان باشد سلام بر شما كه ما جاهلان را نمىخواهيم . تو [ اى رسول ] هر كه را دوست بدارى نمىتوانى هدايت كنى و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: حسين صابري
ص١٣٧