نهادم تا [ از تو چيزى ] نشنوم . اما خدا جز اين نپسنديد كه سخن تو را به گوش من برساند و من چون آن را شنيدم ، آن را دعوتى نيكو يافتم . پس دعوت خود را بر من عرضهدار » .
طفيل چنين ادامه مىدهد : « پس رسول خدا ( ص ) [ دعوت خويش را ] بر من عرضه داشت و [ آياتى از ] قرآن كريم بر من تلاوت فرمود . به خدا سوگند ، من از آن سخنى نيكوتر و چيزى درستتر نشنيدم و به همين سبب اسلام آوردم و شهادتين بر زبان جارى ساختم و گفتم : « اى رسول خدا ، من در ميان مردم خود مردى فرمانروا هستم و اينك به ميان آنان بر مىگردم و آنها را به اسلام فرا مىخوانم . پس از خداوند بخواه تا براى من آيتى قرار دهد كه در دعوتى كه از آنان به عمل مىآورم يار و پشتيبان من باشد » .
بدين ترتيب ، طفيل به ميان خاندان خود بازگشت و آنان را به اسلام كه نور آن از مكّه برخاسته بود فرا خواند .
هيأت مسيحيان نجران
303 - از ديگر كسانى كه پس از آگاه شدن از دعوت رسول خدا ( ص ) اسلام آوردند هيأت مسيحيان نجران بودند كه شمار آنان حدود بيست تن بود . آنان پس از آگاهى از دعوت رسول خدا ( ص ) از طريق حبشه به همين منظور به مكّه آمدند .
شايسته است در اين باره رشتهء سخن را به ابن اسحاق بسپاريم تا ببينيم در اين باره چه مىگويد :
« در زمانى كه رسول خدا ( ص ) در مكّه بود بيست مرد يا در همين حدود از مسيحيان چون خبر پيامبر را از طريق حبشه شنيدند به حضور ايشان رسيدند و در حالى كه مردانى از قريش در جمعهاى دوستانهء خود در پيرامون كعبه نشسته بودند رسول خدا ( ص ) را نيز در مسجد الحرام يافتند . با او به گفتگو پرداختند و سؤالاتى از آن حضرت مطرح ساختند . پس از فراغت از پرسشهايى دربارهء آنچه