نمىدادند و برخى ديگر نيز نسبت به آن اهتمام و حسّاسيّت نشان داده ، يا در صف مخالفان آن قرار مىگرفتند و يا در جستجوى حق در پى كشف حقيقت اين رخداد بر مىآمدند .
واقعيّت امر نيز چنين بود چه اين كه اخبار ظهور پيامبر و طنين دعوت او به حق و به راه مستقيم در سرتاسر سرزمين عرب گسترده بود و كسانى از اعراب بودند كه در طلب شناخت قضيّهء پيامبر كريم ( ص ) به مكّه مىآمدند و كسانى نيز بودند كه فرستاده يا فرستادگانى را براى تحقيق و تفحّص دربارهء دعوت پيامبر ( ص ) به اين شهر مىفرستادند ، آنگونه كه حكيم عرب اكثم صيفى فرزندان خود را روانهء مكّه ساخت تا با آنچه رسول اكرم ( ص ) مردم را بدان فرا مىخواند آشنا شوند و آنان چون به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و دربارهء حقيقت دعوت از آن حضرت پرسش كردند ، اين آيه را بر آنان تلاوت فرمود كه : « خداوند به عدالت و احسان و خير رساندن به بستگان فرا مىخواند و از فحشا و منكر و از سركشى نهى مىكند و شما را اندرز مىدهد شايد يادآور گرديد » « 1 » .
چون اين آيات به اكثم رسيد گفت : « اگر اين دعوت يك دين نباشد ، [ لااقل ] خلق و خويى شايسته براى مردم و امرى نيكو است . فرزندانم در اين مسأله نخستين كسان و پيشتازان باشيد نه آخرين كسان و دير گرويدگان » .
ابو ذر غفارى نيز يكى از همين كسانى است كه به دنبال آگاهى عمومى اعراب و شهرت دعوت محمدى ( ص ) در ميان مردم اسلام آورد .
طفيل بن عمرو نيز از ديگر كسانى است كه به همين نحو اسلام گزيد . او كه مردى شريف و سپاسگزار بود ، با دريافت خبر دعوت پيامبر ( ص ) و پس از آن كه خود به مكّه آمد تا از نزديك با اين مسأله و با آنچه پيامبر ( ص ) مردم را بدان فرا مىخواند آشنا شود ، مسلمان شد .
هامش
( 1 ) - نحل / 90 .