گمراهى آن را خاموش نمىسازد و ديده از آن نابينا نمىشود . در همين حال رسول خدا ( ص ) پيوسته به دعوت مشغول بود - خواه مردم از او فرمان برند و خواه نبرند .
البته او گاه اندكى غفلت دشمنان از مقابله با پيروان خود را مىديد و از اين فرصت بهره مىجست . به هر حال ، مقدار پاسخ مردم هر چه كه باشد ، اعلان عقيدهء توحيد بر مردم اذهان آنان را متوجّه انديشيدن دربارهء بتها مىكرد و صرف همين انديشه براى نابودى بتها كافى بود .
از ابن شهاب زهرى روايت شده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) در هر موسمى خود را بر قبايل عرب عرضه مىداشت و سران آنان را مخاطب پيام دعوت خود قرار مىداد و با هر يك از بزرگان قبايل سخن مىگفت و البتّه در همهء اين ملاقاتها جز اين از آنها نمىخواست كه او را پناه دهند و از او دفاع كنند وى مىفرمود : « من هيچكس را ناگزير از پذيرش چيزى نمىكنم . هركس كه بدانچه او را بدان فرا مىخوانم راضى و خشنود باشد ، راضى خواهد بود و هركس آن را خوش ندارد من او را ناخوشايند نخواهم داشت . من تنها خواهان آنم كه مرا در مقابل قتل كه قصد آن را نسبت به من دارند از من دفاع و حمايت كنيد تا رسالت پروردگار خويش را به مردم برسانم تا آن كه خداوند براى من و هر كه همراه من است بدانچه خود مىخواهد تقدير كند .
بدين ترتيب مشاهده مىكنيم چگونه رسول خدا ( ص ) با شيوهاى مدبّرانه و حكمتآميز آنان را دعوت مىكرد . از آنجا كه اعراب بدين شهرت داشتند كه دوست دارند نيازمند كمكى را مدد دهند ، پيامبر نيز با همين شيوه و از همين راه به سراغ آنان مىرفت و از همان آغاز از موضع جنگ و خصومت با دين و همه مقدّسات آنان با آنها مواجه نمىشد و آنسان برخورد مىكرد كه خداوند امر فرموده بود : « [ اى پيامبر ] با حكمت و با اندرزهاى نيكوتر [ مردم را ] به خداوند فرا خوان و با آن شيوه كه نيكوتر است با آنان مجادله كن » « 6 » .
هامش
( 6 ) - نحل / 25 .