تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كسانى كه تاكنون ايمان آورده‌اند ايمان نخواهند آورد » « 4 » . گرچه رسول خدا ( ص ) در اين مرحله از قوم خود جز آزار نديد ، امّا در ميان كسانى كه به حج و يا به ديدار او مىآمدند ، كسانى را يافت كه سخن حق به دلهايشان اثر مىكرد . ما از اين پيش مشاهده كرديم كه چگونه نور اسلام از مكّه به خارج مىتابيد و افرادى از قبايل عرب به سراغ رسول خدا ( ص ) مىآمدند و به آيات قرآن گوش فرا مىدادند . اينان از همان كسانى بودند كه « همه سخنان را مىشنوند و نيكوترين آنها را پيروى مىكنند » « 5 » . اينان چون قرآن بر آنان تلاوت مىشد ، در پيشگاه عظمت آن به سجده در مىافتادند و پس از آن نيز قبايل و خاندانهاى خود را به اسلام دعوت مىكردند . در اين ميان پيامبر ( ص ) چنين مصلحت ديد كه خود در موسم حج به سراغ قبايل عرب برود و هنگامى كه آنان در منى توقّف مىكنند به يكايك آنها مراجعه كند و آنان را به حق فرا خواند و قرآن را بر ايشان بخواند . امّا قريش بدين تصميم رسول خدا پى برد . به همين سبب گروهى از كسانى كه در دشمنى با حق غوطه‌ور بودند دست به كار آن شدند تا سدّ راه خداوند شوند . ابو جهل و ابو لهب كه در رأس اين گروه قرار داشتند پيوسته در صدد آن بودند كه رسول خدا ( ص ) را تعقيب كنند . هنگامى كه آن حضرت مردم را با فرمودهء « بگوييد لا إله الا الله تا رستگار شويد » مردم را به توحيد دعوت مىفرمود نيز آن دو - گاه اين و گاه آن يك - به مردم مىگفتند : « اى بنى فلان ، اين مرد شما را بدان فرا مىخواند كه پيمان عبادت لات و عزى را از عهدهء خود برداريد و به آن بدعت و ضلالتى كه او آورده ايمان بياوريد . از او فرمان نبريد و هيچ به گفته‌هاى او گوش فرا ندهيد » . بدين ترتيب دعوت محمّدى ( ص ) به پيش مىرفت و آنان كه سدّ راه خدا مىشوند نيز با آن پنجه در پنجه داشتند ، اما نور حق چيزى است كه ضلالت و
هامش
( 4 ) - هود / 36 . ( 5 ) - زمر / 18 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 139 | حسين صابري / محمد أبو زهرة