تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ديد دروغ نديد پس آيا شما در آنچه او مىبيند با او ستيزه مىكنيد ؟ » . « 25 » بنابراين قرآن از اثبات رؤيت آيات الهى با ديدهء دل سخن مىگويد و نيز از اين كه روا نيست ستيز با رسول خدا ( ص ) در آنچه دل او كه هرگز دروغ در آن راه ندارد ديده . اين خواست قرآن و صدق اين فرموده محقق نمىشود مگر آن كه رؤيت آيات الهى از سوى پيامبر رؤيتى روحانى باشد ، چه رؤيت با ديدهء دل چيزى جز رؤيت روحانى نيست ، بويژه آن كه قرآن آن هنگام كه از حس بينايى و چشم ظاهر سخن به ميان مىآورد اين را نفى مىكند كه چشم چيزى ديده باشد نه اين كه آن را اثبات كند . ج : روايات معراج بدين تصريح دارد كه پيامبر پروردگار خويش را ديد و اين در حالى است كه در مورد پروردگار تنها رؤيت با ديدهء دل و با استحضار عظمت او در قلب و انديشه و با سير روحانى به سوى خداوند امكانپذير مىباشد و علاوه بر آن در حديث ابوذر آن سان كه قبلا متن آن را آورديم پيامبر در پاسخ آن صحابى جليل مىفرمايد : « او يك نور است و من كجا مىتوانم نور را ببينم ؟ » . البتّه ما در اينجا به اين مطلب نمىپردازيم كه آيا رؤيت خداوند در روز قيامت ممكن است يا نه چه اين كه آنجا روز قيامت و برپايى رستاخيز و برانگيختن دوبارهء بندگان از خاك و هنگام رفتن بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ و بقاى در آن است و سخن دربارهء چنان عالمى غير از سخن گفتن دربارهء اين دنياست كه در آن با كمك حسّ مشاهده مىكنيم و مىبينيم و اگر بنا باشد در اين دنيا رؤيت خداوند محقّق شود به ديدهء فناپذير خواهد بود ، در صورتى كه رؤيت پروردگار از سوى بهشتيان - از نظر كسانى كه بدان اعتقاد دارند - با ديدهء جاودانه است . خداوند خود مىداند كه چگونه ديده مىشود . به هر حال ، پس از اين تحليل و تفسير به دو حقيقت ذيل دست مىيابيم . الف : به دليل ظاهر نصوصى كه مثبت اين حقيقت است و هيچ دليل
هامش
( 25 ) - نجم / 12 - 11 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 123 | حسين صابري / محمد أبو زهرة