تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
« او را خوشامد باد ! خوش آمده است ! » . بدين ترتيب در آسمان گشوده شد و چون بدان وارد شدم ، يوسف را ديدم و جبرئيل گفت : « اين يوسف است . بر او سلام كن » . من نيز بر او سلام كردم و او پاسخ داد و گفت : « برادر و پيامبر صالح را خير مقدم باد ! » « سپس مرا بالا برد تا به آسمان چهارم رسيد و اجازهء ورود خواست . پس گفته شد : « كيست ؟ » گفت : « جبرئيل » . پرسيده شد : « كه همراه توست ؟ » گفت : « محمد » . سؤال شد : « آيا او رسول است ؟ » پاسخ داد : « آرى » . پس گفته شد : « او را خوشامد باد ! چه خوش آمده است ! » . چون بدين آسمان وارد شدم ، ادريس را ديدم و جبرئيل گفت : « اين ادريس است . بر او سلام كن » . بر او سلام كردم و او پاسخ داد و گفت : « برادر و پيامبر صالح را خير مقدم باد ! » « سپس مرا به آسمان پنجم برد و اجازهء ورود خواست . پس گفته شد : « كيست ؟ » گفت : « جبرئيل » . گفته شد : « چه كسى همراه توست ؟ » گفت : « محمد » . پرسيده شد : « آيا او رسول است ؟ » پاسخ داد : « آرى » . پس گفته شد : « او را خوشامد باد ! چه خوش آمده است ! » . چون بدين آسمان وارد شدم ، هارون را ديدم و جبرئيل گفت : « اين هارون است بر او سلام كن » . بر او سلام كردم و او پاسخ داد و گفت : « برادر و پيامبر صالح را خوشامد باد ! » . « سپس مرا بالا برد تا به آسمان ششم رسيد و اجازهء ورود خواست . پس گفته شد : « كيست ؟ » گفت : « جبرئيل » . پرسيده شد : « كه با توست ؟ » گفت : « محمد » . پرسيده شد : « آيا او رسول است ؟ » گفت : « آرى » . پس گفته شد : « او را خوشامد باد ! چه خوش آمده است ! » . پس چون بدين آسمان وارد شدم ، موسى را ديدم و جبرئيل گفت : « اين موسى است . بر او سلام كن » . سلام كردم و او پاسخ داد و گفت : « برادر و پيامبر صالح را خوشامد باد ! » . چون از او گذشتم ، گريست و در اين هنگام به وى گفته شد : « چه چيز تو را به گريه واداشته است ؟ » گفت : « براى آن مىگريم كه جوانى پس از من مبعوث شده كه از امت او بيش از آنچه از امت من به بهشت مىرود به بهشت خواهد رفت » . سپس مرا بالا برد تا به آسمان هفتم رسيد و جبرئيل اجازهء ورود خواست .