سه طريقى كه در آيهء فوق آمده چيزى به نام « مشاهدهء خداوند » و دريافت مستقيم وحى از او وجود ندارد .
نظريّهء فوق ، رأى احمد بن حنبل و ابو الحسن اشعرى است .
در مقابل ، گروهى بر اين عقيدهاند كه چنين چيزى رخ نداده است ، مستند عقيدهء اين گروه روايتى است كه مسلم از ابوذر نقل كرده است كه گفت : به پيامبر گفتم : « اى رسول خدا ( ص ) آيا پروردگار خويش را ديدهاى ؟ » در پاسخ فرمود :
« او يك نور است و من كجا مىتوانم نور را ببينم ؟ » البتّه در روايت ديگرى است كه آن حضرت به جاى جملهء اخير فرمود . « و من نورى را ديدهام » .
كسانى كه دربارهء اسراء قول به روحانى بودن آن را اختيار كردهاند در اينجا نيز به طريق اولى قائل به روحانى بودن معراج شدهاند و بدين ترتيب به عقيدهء اين گروه تمام اين سفر خواه سير از مكّه تا قدس و خواه سير آسمانى معراج تنها يك روياى صادق بوده است . ما از اين پيش دربارهء ادلّهء اين گروه دربارهء روحانى بودن اسراء سخن گفتيم .
در اين ميان برخى از كسانى كه در مسألهء اسراء قائل به جسمانى بودن آن شده بودند در اين مسألهء در كنار گروه اخير قرار گرفتهاند . اينان مىگويند معراج رسول خدا ( ص ) روحانى بوده و در اين باره هيچ « نصّى » از قرآن وجود ندارد كه ظهور در جسمانى بودن معراج [ همراه بودن جسم و روح در اين سفر ] داشته باشد تا هيچ گريزى از پذيرش آن و هيچ راهى براى تأويل و تفسير آن وجود نداشته باشد ، بلكه ما الفاظ و عباراتى را كه در قرآن بدين مسأله پرداخته به گونهاى مىبينيم كه با همان ظاهر و معناى متبادر به ذهن آن - و نه حتى با تأويل و تفسيرى كه از آن به عمل مىآيد - اين مفهوم را مىپذيرد كه معراج تنها روحانى بوده است .
اينك مناسب است نظرى به آياتى كه بر مسألهء معراج دلالت دارد بيفكنيم :
يكى از اين آيات آيهء نخست سورهء اسراء است كه تنها به معراج اشاره مىكند و صريحا گوياى آن نيست ، چه اين كه معراج از عبارت « لزيه من آياتنا » در اين آيه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: حسين صابري
ص١٢٠