استفاده مىشود و آيه چنين مورد تفسير قرار مىگيرد كه مراد از آياتى كه خداوند به رسول خود و بندهء خويش نشان داد همان آيات مشهود او در سفر معراج و آيات امامت انبياى پيشين بوده است .
ديگر آياتى نيز كه به مسألهء معراج نظر دارد عبارات آنها به گونهاى است كه تنها از طريق اشارات آميخته به تشبيه و رمز و ديگر صنايع ادبى بر معراج دلالت مىكند و همه در درجهاى از شكوه و والايى ادبى و بيانى است و جايگاهى منحصر به فرد را از آن خود ساخته كه هيچ سخن بدان نمىرسد . اكنون به بررسى يكايك اين آيات مىپردازيم :
آيهء پنجم و ششم سورهء نجم چنين مىگويد :
« عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى »
« 24 » در تفسير اين آيه گفتهاند مراد از « شديد القوى » كه رسول خدا را آموخت جبرئيل امين است و اگر نيز مراد خداوند باشد ، اين تعليم از طريق تلقين [ مستقيم پيام الهى ] نبوده ، بلكه از طريق راهنمايى و الهام بوده است [ و بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه اين آيه دلالتى بر معراج جسمانى ندارد ] .
در آيهء بعد
« وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى »
نيز مراد از آن كه در افق اعلى بود همان جبرئيل است . در آيه
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى »
نيز [ بنا بر يكى از دو تفسير آن ] مراد آن است كه جبرئيل فرود آمد و به پيامبر نزديك شد . آيه
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
نيز بدين معناست كه خداوند از طريق جبرئيل به پيامبر وحى كرد
« وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى »
هم آن كس كه دو بار از سوى پيامبر ( ص ) ديده شده بود ، جبرئيل است . آيهء قبلى
« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى »
بروشنى بدان اشاره دارد كه آن آيات كبرى كه رسول خدا ( ص ) آنها را ديد به ديدهء دل مورد مشاهدهء او قرار گرفت و نه به چشمسر .
[ در اين ميان تنها آيهاى كه مىتواند به گونهاى ثبات كنندهء معراج جسمانى باشد ، آيهء
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
است ، اما اگر در معنى اين آيه دقت شود خواهيم
هامش
( 24 ) - اين آيه و آيات پس از آن كه مورد بحث و تحليل قرار گرفته ، آيات اوّل تا هيجدهم سورهء نجم است كه ترجمه آنها در صفحه 822 گذشت . م .