تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ديد ] مراد از
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
آن است كه چشم افزون از توان خود نخواست و از حد خويش تجاوز نكرد . در اين آيه نفى « ما » يا ممكن است به اين معنى باشد كه رؤيتى با چشم در كار نبوده است تا بيننده خارج از توان خويش بر دوش گيرد و درماند از حد خويش تجاوز كند و يا ممكن است براى بيان اين نكته باشد كه چشم از حدّ خود تجاوز نكرد تا طغيان و سركش كرده باشد و در اين تلاش نمايد كه آنچه را ديدنش براى آن ممكن نيست ببيند و اين راه كج را در پيش گيرد كه درماند و خسته كند و آنچه را نديده است در نفس القاء نمايد . بنابراين ، ما با اين نگاه و بررسى جستجوگر به اين نتيجه مىرسيم كه اگر چه اسراء با همان سير شبانه از مكّه تا قدس جسمانى بوده ، اما معراج تنها روحانى و يك رؤياى صادق بوده است . ما به ادلّهء ذيل اين نظر را برگزيده‌ايم : الف : در روايت معراج چنين آمده است كه رسول خدا ( ص ) در طىّ اين سفر با آدم ، ابراهيم ، موسى ، يحيى و ديگران ملاقات كرد و اين در حالى است كه آنچه در زمان اين سفر از آن پيامبران باقى مانده تنها ارواح آنها بود و بدنهاى آنان در روز قيامت از سوى پروردگار مبعوث و برانگيخته خواهد شد . از سوى ديگر اگر فرض شود كه خداوند بدنهاى اين پيامبران را مبعوث و ديگر بار زنده ساخته و پس از آن ميرانده است ، اين فرضى بعيد است و در هيچ حديثى از احاديث و يا در هيچ خبرى از اخبار - هر چند ضعيف - نيامده و اين در حالى است كه هر فرضى در امور عينى كه دليلى از نقل براى آن نباشد به صاحبش برگردانده مىشود مگر آن كه اين فرض امرى باشد كه برهان عقلى ما را بدان مىرساند ، اما در مورد بحث ما هيچ دليلى اعم از عقلى و نقلى وجود ندارد كه اعادهء حيات جسمى پيامبران گرامى خداوند و به فنا برگرداندن دوبارهء آنها را اثبات كند . ب : آيات مبارك قرآنى كه به مسألهء معراج نظر دارد بدين نكته اشاره و بلكه تصريح مىكند كه اين سير و سفر آسمانى روحانى بوده و هيچ ادراكى حسىّ در كار نبوده و بلكه همه به قلب و ديدهء دل بوده است ، چه خداوند مىفرمايد : دل آنچه را