« اى پسرم رؤياى خويش را براى برادرانت باز مگوى [ در اين آيه ملاحظه مىشود كه يعقوب براى آنچه يوسف در خواب ديده بود كلمه رؤيا را به كار برد . ]
همچنين در كتاب بصائر فيروز آبادى آمده است :
« رؤيا همان چيزى است كه در خواب مىبينى . جمع اين كلمه رؤى است همانند واژه هدى گاه نيز همزه رؤيا برداشته و اين كلمه به و او خوانده مىشود » « 21 »
[ اينك حتى به فرض پذيرش روايت فوق ] جاى اين پرسش است كه آيا اين رؤيا كه آيه بدان تفسير شده دربارهء معراج بود و يا اسراء در خواب ديده شده است .
در پاسخ اين سؤال روايتى كه از حسن بصرى رسيده چنين مىگويد كه « آن خواب در شب معراج بوده است » ما نيز مىگوييم درست است كه آن رؤيا در شب معراج بوده [ اما از اين امر چنين استفاده نمىشود كه رسول خدا ( ص ) سفر از مكّه تا قدس را در آن شب به خواب ديده ] و از ديگر سوى نصوصى كه دربارهء شب معراج رسيده گوياى اين حقيقت است كه مراد حسن بصرى و موافقان او در اين باره كه رسول خدا ( ص ) در آن شب رؤيايى ديد آن است كه آن حضرت معراج را در عالم رؤيا ديده است و نه آن سفر را .
طرفداران اين نظريّه كه اسراء روحانى بود و نه جسمانى ، همچنين به حديثى استناد كردهاند كه بخارى به نقل از انس بن مالك آورده است كه گفت : شبى كه رسول خدا ( ص ) از مسجد الحرام به اسراء برده شد قبل از آن كه بر او وحيى برسد در حالى كه در مسجد الحرام خوابيده بود سه نفر به سراغ او آمدند و يكى از آن سه گفت : كدام يك از آنها [ مردم ] همان [ پيامبر ] است ؟ فرد بعدى گفت : « اين يك و همو بهترين آنان است » . آنگاه آخرين فرد گفت : « بهترين آنان را بگيريد » . . . پس از اين ماجرا ، رسول خدا ( ص ) آنان را نديد تا آنكه شبى ديگر آنان را به ديدهء دل ديد در حالى كه چشمانش به خواب رفته و البتّه دلش خوابيده نبود - آن سان كه همهء پيامبران چشمانشان به خواب مىرود ولى دلهايشان بيدار است - آنان با او هيچ
هامش
( 21 ) - ر . ك . فيروز آبادى ، صائر ذوى التمييز فى لطائف الكتاب العزيز ، ج 3 ، ص 177 .